نیاز به روشی برای پیشنهاد ایده ها یا برنامه هایی که از آزمایش و بحث برخوردار است؟ در محیط های جلسه، نتایج اغلب قبل از زمینه به سطح می آیند و بحث های بی نظم سایه ای بر فکر متعهد می اندازند. ما یادداشت شش صفحه ای آمازون را به یک قالب ساختارمند و ارائه دوستانه تبدیل کردیم که وضوح روایت را تأمین می کند و تأثیر متقاعد کننده را تقویت می کند. این اسلایدها با توالی بخش های مقدمه، اهداف، اصول، وضعیت کسب و کار، درس های آموخته شده و اولویت های استراتژیک، تحلیل تحلیلی را تقویت می کنند، معیارها را با نیت هماهنگ می کنند و شواهد را از نظر جدا می کنند.
با گذشت زمان، این رویکرد شکل تصمیم گیری تیم ها را تغییر می دهد و قضاوت سازمانی را بهبود می بخشد. بحث ها بر اساس واقعیت های مشترک بجای سلسله مراتب انجام می شوند، هماهنگی بین عملکردی بهبود می یابد زیرا فرضیات زودتر به سطح می آیند، و اعتماد به اجرا با ارتباط اولویت ها با نتایج قابل اندازه گیری افزایش می یابد.
بخش 1: “مقدمه”
بخش افتتاحیه قرارداد روایت را برقرار می کند و توضیح می دهد که چرا بحث وجود دارد و چرا لحظه مهم است.در عمل، این موضوع باعث می شود تیم ها مشکل را قبل از شتاب به راه حل تعریف کنند. به جای شروع با یک پیشنهاد، ارائه دهنده محیط فعلی، رویدادهای محرک و پیامدهای بی تدبیری را تعریف می کند.
بخش 2: “اهداف”
بخش اهداف نیت را به تعهد تبدیل می کند. تعریف هدف، نتایجی را که باید تغییر کند، بیان می کند، در حالی که معیارهای موفقیت چگونگی شناسایی پیشرفت را مشخص می کند. تاکید بر خواسته نیست بلکه بر اندازه گیری است. ارائه دهنده معنای موفقیت را به اصطلاحات عملیاتی تعریف می کند و معیارهایی را که آن را تأیید می کنند، اعلام می کند.
اهداف روشن تأثیر بر تخصیص منابع و انضباط معامله دارند. وقتی اهداف صریح هستند، تیم ها می توانند با اطمینان اولویت بندی کنند و از تلاش پراکنده جلوگیری کنند. اهداف خوب ساخته شده همچنین کیفیت بحث را ارتقا می دهند. به جای بحث در مورد فعالیت ها، ذینفعان ارزیابی می کنند که آیا اقدامات بر معیارهای تعریف شده تأثیر می گذارند یا خیر. این تغییر تشویق به استدلال مبتنی بر داده ها می کند و وابستگی به سلسله مراتب یا نظر را کاهش می دهد.
بخش 3: “اصول”
اصول، حفاظت هایی را فراهم می کنند که شکل تصمیم گیری ها را مشخص می کنند. اصول راهبردی تنها توصیف کننده فرهنگ نیستند؛ آنها انتظارات عملیاتی را تعریف می کنند. حفاظت ها بدون ایجاد سختگیری، ابهام را کاهش می دهند. وقتی این اصول صریح هستند، تیم ها می توانند پیشنهادات خود را با آنها آزمایش کنند و تناقضات را از ابتدا مطرح کنند. و در بخش هایی که با افزایش مقیاس، هزینه های هماهنگی افزایش می یابد، قوانین مداوم جلوی تجزیه و تحلیل را می گیرد. این هماهنگی حافظه سازمانی را تقویت می کند و خطر الگوهای تصمیم گیری فردی که اعتماد را تضعیف می کند را کاهش می دهد.
بخش 4: “وضعیت کسب و کار”
هر استراتژی بدون پایه اولیه، اعتبار ندارد. بخش وضعیت کسب و کار، پایه تشخیصی را شکل می دهد. عناصر آن نحوه جریان کار امروز، مکان هایی که ا friction رخ می دهد و آنچه که داده ها در مورد نتایج نشان می دهد را توصیف می کند. شفافیت در اینجا اعتماد به توصیه هایی که پس از آن می آید را ایجاد می کند.
پایه های کمی شده جلوی داستان سازی انتخابی را می گیرند و معیارها واقعیت هایی را برقرار می کنند که نمی توان آنها را بحث و جدل کرد. این بی طرفی از اولویت بندی سختگیرانه پشتیبانی می کند و داستان های دفاعی را دچار سردرگمی می کند. در دورانی که حاشیه سود کمتر و بررسی بیشتری از سوی هیئت مدیره و سرمایه گذاران وجود دارد، چنین صداقتی نشانه بلوغ است. با بیان صریح محدودیت ها، رهبران می توانند مسائل ساختاری را از شکست های جداگانه تشخیص دهند. این دیدگاه از سوال قرار دادن جلوی دست می گیرد و به جای آن روی طراحی سیستم تمرکز می کند. وقتی تیم ها می بینند که چالش در مدل است نه در افراد، هماهنگی بهبود می یابد و مقاومت کاهش می یابد.
بخش 5: “دروس آموخته شده”
تأمل بدون تفسیر ارزش محدودی دارد. بینش هایی از دوره قبلی چیزهایی را که کار کردند و چیزهایی که کار نکردند، بر اساس داده ها نه احساسات، تصفیه می کند. این مرحله در حالی که با مشکلات روبرو می شود، پیشرفت را مشروع می کند. ارزیابی متعادل اعتبار را تقویت می کند و یک تن زدن مسئولیت پذیری را تنظیم می کند.
پیامده برای آینده، بینش را به عمل جلوه می دهد. بیانیه های شروع، توقف و ادامه، بینش مجرد را به تعهدات رفتاری تبدیل می کنند. این بخش شکست را نمی سازد و موفقیت را بیش از حد تأکید نمی کند. الگوها را شناسایی می کند و تنظیمات را اعلام می کند.
بخش 6: "اولویت های استراتژیک"
بخش نهایی از تحلیل به تعهد می رود. اولویت های استراتژیک چند اقدامی را که به طور موثری عملکرد را تغییر می دهد، مشخص می کند. هر اولویت یک نتیجه را تعریف می کند، مشخص می کند چگونه به دست می آید و بهبود مورد انتظار را کمی می کند. این ساختار از زبان تبدیل مبهم جلوگیری می کند و دقت عملیاتی را می طلبد.
جزئیات اولویت، هدف گذاری را به جریان کار قابل اجرا ترجمه می کند. استدلال توضیح می دهد چرا این اقدام مهم است، اهداف اصلی تغییرات ساختاری را مشخص می کنند و فعالیت های اجرایی گام های ملموس را شناسایی می کنند. این آبشار از نتیجه به عمل، هماهنگی و مسئولیت را تضمین می کند.
طرح اجرایی، ریسک ها و معاملات، و نقشه راه کوتاه مدت داستان را تکمیل می کنند. طرح توضیح می دهد که مالکیت و توالی چگونه است. نقشه ریسک، اختلال را پذیرفته و روش های کاهش را تعیین می کند. نقشه راه تمایلات را به تعهدات مرحله ای تبدیل می کند که از عدم قطعیت به سمت ثبات حرکت می کنند. در کنار هم، این ابزارها نشان می دهند که برنامه با اندیشیدن، قابل اندازه گیری و در برابر بررسی ها مقاوم است.
نتیجه گیری
وقتی ایده ها از طریق یک پیشرفت ساختارمند از زمینه به اهداف، از اصول به شواهد، و از درس ها به اولویت ها حرکت می کنند، حق بحث جدی را به دست می آورند. یادداشت آمازون استاندارد ساخت و ارزیابی پیشنهادات را بالا برد. این روش تئاتر اسلاید را با استدلال ساختارمند جایگزین کرد و معاملات را قبل از ایجاد تعهدات صریح می کند. برای رهبرانی که وضوح، مسئولیت پذیری و تأثیر قابل اندازه گیری را ارزشمند می دانند، این رویکرد هم کیفیت تصمیمات و هم اعتماد به آنها را تقویت می کند.