مقدمه
آیا اهداف شما در زمان شروع شفاف هستند اما در زمان اجرا با مشکل مواجه میشوند؟ مجموعه ما از چارچوبهای تعیین هدف فاصله بین بلندپروازی و تحویل را کاهش میدهد. این مجموعه نیت را به ساختار تبدیل میکند و ساختار را به انگیزه. OKRs با ایجاد نتایج قابل اندازهگیری و پیشرفت قابل مشاهده، تمرکز را تیز میکند. اهداف SMART دقت را به اولویتهایی میآورد که خطر میکنند مبهم بمانند. 4DX استراتژی و اجرا را پل میزند زیرا رفتار روزانه را به مجموعه کوچکی از اهداف حیاتی متصل میکند. و رویکردهای اضافی، مانند MBO، BHAG، V2MOM، و Golden Circle، ابزارکهای مختلف را برای زمینهها و سبکهای رهبری مختلف گسترش میدهند. از این چارچوبها برای ایجاد هماهنگی، بهبود پیگیری، و قابل فهم کردن پیشرفت برای تیمها و رهبران استفاده کنید.
روشهای متعهدانه تعیین هدف کاهش میدهند در تعلیق اجرا و چرخههای تصمیمگیری را تسریع میکنند. تیمها کمتر وقت صرف بحث در مورد اولویتها میکنند و بیشتر وقت را برای عمل کردن بر روی آنها میگذرانند. این پیوستگی به سیگنالهای قویتر عملکرد، تخصیص بهتر منابع، و اعتماد بیشتر از ذینفعانی که میتوانند نتایج را ببینند به جای نیتها تبدیل میشود.
اهداف و نتایج کلیدی (OKR)
OKRها زمانی بهترین عملکرد را دارند که بلندپروازی بیشتر از وضوح باشد. در سازمانهایی که به سرعت حرکت میکنند، تیمها اغلب در مورد جهت موافقت میکنند اما در مورد آنکه پیشرفت واقعی چگونه به نظر میرسد، اختلاف نظر دارند. ساختار OKR این ابهام را با جدا کردن اینکه چه چیزی مهم است از اینکه موفقیت چگونه اندازهگیری خواهد شد، به صورت آشکار میکند.
اهداف با زبان ساده نیت را بیان میکنند، در حالی که نتایج کلیدی با دقت از طریق نتایجی که نمیتوانند پشت تلاش یا فعالیت پنهان شوند، اجبار میکنند.
در عمل، OKRها یک ریتم عملیاتی مشترک در سطوح مختلف سازمان ایجاد میکنند. رهبران از آنها برای نشان دادن تمرکز استراتژیک بدون توصیف تاکتیکها استفاده میکنند. تیمها این تمرکز را به نتایج ملموسی ترجمه میکنند که بازتابی از دامنه و محدودیتهای خاص آنها است. چون پیشرفت قابل مشاهده و به طور منظم مورد بررسی قرار میگیرد، معاملات زودتر به سطح میآیند. تیمها میآموزند کجا باید دو برابر کنند، کجا باید تصحیح مسیر کنند و کجا کار دیگر توجیه توجه ندارد.ردیابهای بصری و وضعیتهای پیشرفت نشان داده شده در الگو، این اصل را با ساخت مومنتوم و لغزش به طور مساوی قابل مشاهده تقویت میکند، که این موضوع تعصب روایتی را در طول بررسیها و مکالمات برنامهریزی کاهش میدهد.
ارزش واقعی OKRs در طول زمان ظاهر میشود. چرخههای مکرر تشخیص را در مورد اینکه چه چیزی نتیجه معنیداری تشکیل میدهد در مقابل یک هدف راحت تیز میکند. تیمها در تعیین نتایجی که توانایی را گسترش میدهد بدون اینکه از واقعیت جدا شود، دقیقتر میشوند.
SMART Goals
بسیاری از تیمها با مشکل مواجه هستند نه به خاطر کمبود اهداف بلندپروازانه، بلکه به خاطر اینکه اهداف فضای زیادی را برای تفسیر پس از شروع کار باقی میگذارد. ساختار SMART این ابهام را با اجبار به خاصیت در محدوده، اندازهگیری، امکانسنجی، ارتباط و افق زمانی برطرف میکند. هر بعد به عنوان یک محدودیت عمل میکند که قبل از شروع اجرا، تفکر را تیز میکند.
اهداف SMART نیت گسترده را به تعهداتی ترجمه میکنند که تیمها واقعا میتوانند هفته به هفته مدیریت کنند. آنها معنای موفقیت را بدون اینکه مسیر رسیدن به آن را بیش از حد مهندسی کنند، روشن میکنند.این تعادل باعث میشود اهداف SMART برای اهداف عملیاتی، توسعه توانایی و اهداف اجرایی کوتاه مدت که در آن پاسخگویی مهم است، موثر باشند.
تیمها حلقههای بازخورد تنگتری را به دست میآورند زیرا نتایج مستقیماً به معیارها و مهلتهای تعریف شده مرتبط میشوند. مدیران چکهای محصولاتی را انجام میدهند زیرا بحثها بر مبنای واقعیتها بجای نیتها متمرکز میشوند. در طول زمان، اهداف SMART با ساختن معاملات صریح و با دور کردن تعهدات مبهم که ظرفیت را بدون ارائه ارزش خالی میکنند، انضباط اجرا را افزایش میدهند.
چهار انضباط اجرا (4DX)
اهداف استراتژیک وجود دارند، اما رفتار روزمره به سمت وظایف فوری که حس کارآمدی را ایجاد میکنند، ادامه مییابد در حالی که نتایج مهمترین را لمس نمیکند. چهار انضباط اجرا این الگو را با توجه به یک هدف بسیار مهم (WIG) و با تعریف مجدد اجرا به عنوان یک سلسله انتخابات هفتگی عمدی بجای یک حالت پایانی دور، مقابله میکند.
به جای مدیریت نتایج پس از وقوع، تیمها تعهد میکنند که به اندازههای رهبری که میتوانند به طور مستقیم و مکرر تأثیر بگذارند. این اندازهگیریها تمرکز را از گزارش عملکرد به ایجاد عملکرد منتقل میکند.
کارت امتیاز با ساخت پیشرفت فوری قابل مشاهده و ساده برای تفسیر، تعهد را فراتر از بررسیهای رهبری حفظ میکند. ریتم تعهدات هفتگی فاصله بین استراتژی و عمل را با اجبار تیمها به تصمیم گیری در مورد آنچه در هفت روز آینده متفاوت خواهند کرد، نه آنچه امیدوارند در طول فصل بهبود یابد، بسته میکند.
چارچوبهای تعیین هدف اضافی
مدیریت بر اساس اهداف (MBO)
MBO اهداف فردی را مستقیماً به اولویتهای سازمانی مرتبط میکند، که این کاهش ابهام در انتظارات و ارزیابی عملکرد را کاهش میدهد. این چارچوب یک قرارداد واضح بین مدیران و مشارکتکنندگان ایجاد میکند با تعریف هدفها در ابتدا و ارزیابی نتایج بر اساس معیارهای موافقت شده.این موضوع آن را برای فروش، عملیات و نقشهای عملکردی با فرآیندهای پایدار و خروجیهای قابل اندازهگیری بسیار موثر میکند.
هدف بزرگ ترسناک جسورانه (BHAG)
BHAG برای فراتر از بهبود تدریجی کشیده میشود. طراحی آن برای مدیریت اجرای کوتاه مدت نیست، بلکه برای بازطراحی آنچه موفقیت در افق طولانیتر میتواند باشد. یک BHAG خوب ساخته شده فرضیات در مورد مقیاس، توانمندی و موقعیت رقابتی را چالش میکند در حالی که به اندازه کافی متمایل است تا احساس قابل دستیابی باشد.
V2MOM
V2MOM سازمانهای پیچیده را که در آنها وضوح در لایهها از بین میرود، هماهنگ میکند. با ارتباط صریح بین دیدگاه، ارزشها، روشها، موانع و اندازهگیریها، این روش رهبران را مجبور میکند نه تنها آنچه میخواهند برای دستیابی، بلکه چگونه قصد دارند به آنجا برسند و چه چیزی میتواند در راهشان ایستاده باشد را توضیح دهند. V2MOM در سازمانهای ماتریسی یا سریع النمو بسیار موثر است که تیمها باید تصمیمات غیرمتمرکز بگیرند بدون اینکه هماهنگی را از دست بدهند.قدرت آن در قابل دید و آزمایش شدن منطق استراتژیک است که بدون کنترل سنگین دست، هماهنگی را بهبود میبخشد.
دایره طلایی
با شروع با چرا، چارچوب دایره طلایی به سازمانها کمک میکند تا اجرا را به معنا متصل کنند، که در زمانی که تمایز و اعتماد به عنوان کارایی عملکرد مهم هستند، اهمیت دارد. وقتی با اقدامات ملموس و انضباط تحویل جفت میشود، دایره طلایی جلوی اینکه اهداف به طور کامل مکانیکی شوند را میگیرد. این به تیمها یادآوری میکند که معیارها وجود دارند تا نیت را خدمت کنند، نه اینکه آن را جایگزین کنند.
نتیجهگیری
اهداف قوی بیش از تعیین جهت، شکل میدهند به چگونگی اتخاذ تصمیمات و انجام کار. وقتی با نیت اعمال میشود، چارچوبهای تعیین هدف استراتژی را به تماسهای قضاوت روزانه تبدیل میکند که تیمها میتوانند با اعتماد به نفس اجرا کنند. نتیجه نه تنها اهداف روشنتر است، بلکه پیشرفت قابل اعتمادتر در محیطهایی که توسط تغییر مداوم تعریف میشوند.