When a group of economists came up with the Efficient Market Hypothesis, to explain how it was impossible for multi-billionaire investor Warren Buffett to consistently outperform other investors, they didn’t count on him even outperforming them. Debunking their theory, Buffett went on to become known for his simplistic lifestyle, running his life like a business, and thinking independently.

Start for free ⬇️

Download and customize hundreds of business templates for free

OR

Go to dashboard to download stunning templates

Download

Cover & Diagrams

The Snowball: Warren Buffett and the Business Life Book Summary preview
گلوله برفی - جلد کتاب Chapter preview
chevron_right
chevron_left

چکیده

وقتی گروهی از اقتصاددانان فرضیه بازار کارآمد را ارائه دادند تا توضیح دهند چگونه برای سرمایه‌گذار چند میلیارد دلاری مانند وارن بافت ممکن است به طور مداوم از سایر سرمایه‌گذاران عملکرد بهتری داشته باشد، آنها حتی انتظار نداشتند که او از خود آنها هم عملکرد بهتری داشته باشد.

بافت که نظریه آنها را رد کرد، به سبک زندگی ساده خود، اداره زندگی خود مانند یک کسب و کار و فکر مستقل شدن شهرت یافت. با اینکه او از آنچه دیگران درباره او فکر می‌کنند اهمیتی قائل نشد، داستان زندگی بافت به ما نگاهی به ذهن مردی می‌اندازد که نتوانست در زندگی شخصی خود برنده شود، اما در عرصه مالی برنده شد. The Snowball: Warren Buffett and the Business Life داستان‌ها و تصمیماتی را که وارن بافت را به آنچه امروز است تبدیل کرد، روایت می‌کند.

خلاصه

وقتی به زندگی موفق‌ترین افراد جهان نگاه می‌کنیم، به نظر می‌رسد که یک مشترک بین آنها وجود دارد؛ آنها از جوانی شروع کردند و زندگی خود را با خود به عنوان برند اداره کردند. این در مورد وارن بافت نیز صادق است، سرمایه‌گذاری به ارزش 77 میلیارد دلار، که تنها شش ساله بود که کسب و کار خود را با فروش کوکاکولا و آدامس به همسایگان و دوستانش شروع کرد. در تنها 14 سالگی، او هزار دلار از مسیر روزنامه خود جمع‌آوری کرد و اولین برگه مالیاتی خود را تکمیل کرد، دوچرخه و ساعت مچی خود را به عنوان هزینه‌های کسب و کار کسر کرد. تا سن 26 سالگی، او قبلاً 174,000 دلار در بانک داشت و یک شراکت سرمایه‌گذاری برای خانواده و دوستانش تشکیل داد. امروزه، او به عنوان "پیشگوی اوماها" شناخته می‌شود و مدیر عامل، رئیس و رئیس هیئت مدیره شرکت دارایی، برکشایر هاتاوی است، با ارزش بازار بیش از 400 میلیارد دلار.

بافت که در سال 1930 متولد شد، در دوران بحران بزرگ با پدر سهامدار و مادری که به طور شفاهی سوء استفاده می‌کرد، بزرگ شد. یکی از والدین را می‌پرستید و از دیگری نفرت داشت. مادرش لیلا همیشه وارن و خواهر بزرگترش را تا زمانی که گریه می‌کردند، زبان می‌زد. در نتیجه، بافت با نیاز مبرم به احساس عشق بزرگ شد و با زنانی بود که هرگز او را مورد انتقاد قرار نمی‌دادند. وقتی با سوزی ازدواج کرد، او بالاخره چیزی را که در زندگی‌اش از دست داده بود، پیدا کرد، اما سوزی و سه فرزندشان در مقابل کار او دوم بودند. بدون اینکه او بداند، او به طور مخفیانه امیدوار بود که هنگامی که او به اندازه کافی پول درآورد، بیشتر وقت خود را در خانه می‌گذراند. پس از 52 سال، سوزی هرگز آرزوی خود را به دست نیاورد و خانه را ترک کرد. در نگاه باز، پلاک خودروی او با نوشته THRIFTY، باید به او راهنمایی کند.

بافت از جدایی شوکه شد، تنها زندگی کرد و نتوانست خود را لباس بپوشاند یا خود را تغذیه کند. سوزی با تلفن با او در ارتباط بود و در نهایت دوستش آسترید منکس را فرستاد تا برای او بررسی کند. میزبان رستوران با میلیاردر چند میلیارد دلاری نقل مکان کرد و وقتی سوزی در سال 2004 درگذشت، آن دو ازدواج کردند. بافت در کنار تخت مرگ سوزی نشست وقتی او با سرطان مبارزه می‌کرد، و پس از مرگ او به حدی شکسته بود که نتوانست به تشییع جنازه او برود. در ازدواج جدید خود، بافت هنوز نتوانست چیزی جز کسب و کار را اولویت قرار دهد.

زنان دیگری نیز در رشد و مسیر بوفت به سمت ثروت فوق العاده ای که اکنون دارد نقش مهمی ایفا کردند. شارون اوسبرگ بازیکن بریج بود که او را متقاعد کرد تا یاد بگیرد چگونه از یک کامپیوتر استفاده کند و کارول لومیس، نویسنده مجله فورچون بود که او را در نوشتن نامه های سالانه اش به سهامداران کمک کرد. این زنان هر کدام میله هایی بودند که بوفت به آنها چسبید تا به قله بزرگی رسد.

تاثیر مهم دیگری که بر بوفت داشت، رز بلومکین بود، مهاجری روسی که با هیچ چیز به آمریکا آمد اما بنیانگذار بزرگترین فروشگاه مبلمان در آمریکای شمالی شد. بوفت در نهایت او را خریداری کرد، اما او را به اندازه کافی می شناخت تا از او بخواهد که یک قرارداد عدم رقابت امضا کند، حتی اگر او 103 سال داشت. یکی از بزرگترین الگوهای بوفت، بلومکین بود، کسی که بوفت آرزو می کرد مانند او باشد و همچنین می خواست به اندازه او زندگی کند.

تا زمانی که بوفت در واشنگتن پست سرمایه گذاری کرد، با ناشر آن، کاترین گراهام آشنا شد. او بلیط او به جامعه بالادستی بود، جایی که او کمترین راحتی را داشت. بوفت که سلیقه های ساده ای دارد، ترجیح می داد یک برگر، سیب زمینی سرخ کرده و کوکاکولای گیلاسی بخورد تا به یک وعده غذای رسمی بنشیند. او هنگام سفر چمدان خود را حمل می کرد و مانند یک کودک ستاره دیده در مقابل مشاهیر بود، به خصوص وقتی با شاهدخت دیانا ملاقات کرد.

بوفت زندگی خود را با فرار از کسانی که می خواستند او را مورد انتقاد قرار دهند، گذراند و در حالی که او یک مغز متفکر تجاری است، در زندگی شخصی خود به این خنک و آرام نیست. یکی از تنها صاحبان ثروتی که هرگز ثروت خود را نشان نداد، حتی جت خصوصی خود را "دفاع ناپذیر" نامید. در تناسب با سبک زندگی شخصی ساده اش، او این اصول را در زندگی تجاری خود نیز اعمال کرد، با چهار قاعده ساده سرمایه گذاری؛ در چیزی که نمی فهمید سرمایه نگذارید، بدهی را ناامید کنید، برای مدت طولانی در آنجا باشید و یک حاشیه ایمنی ایجاد کنید.

به جز این چهار استراتژی، همه چیز به زندگی بوفت با توجه به امتیاز داخلی او برمی گردد. عدم پیروی از جریان او را میلیون ها دلار ذخیره کرد، مانند وقتی که او از ورود به بوم داتکام خودداری کرد. او ده برابر درست شد. در سال 2003، او از "اسلحه های نابودی جمعی مالی" هشدار داد، با اشاره به نیروی محرکه پشت بحران اعتباری. دوباره، او درست شد.

علیرغم افزایش استراتژیک او، بسیاری از مردم باور دارند که موفقیت بوفت نتیجه شانس بود. در میانه دهه 80، گروهی از اقتصاددانان نظریه "فرضیه بازار کارآمد" را ارائه دادند تا دلایلی را توضیح دهند که چرا برای کسی مانند بوفت غیرممکن است که به طور مداوم از رقبای خود عملکرد بهتری داشته باشد. بوفت با نامیدن هشت همکاری که عملکرد مشابهی داشتند و توسط دیوید داد و بنجامین گراهام مربیگری شدند، نظریه آنها را رد کرد.

اگر بوفت به امتیاز خارجی خود اهمیت می داد، بسیاری از زیان ها را متوجه می شد. باور او که باید مالیات بر ارث افزایش یابد، بسیاری را ناراحت کرد.او آن را "قرعه کشی تخمدان" نامید و باور نداشت که بچه ها باید به طور خودکار ثروت خانوادگی خود را ببرند. او نه تنها با این کمپین جهان تجارت را بیگانه ساخت، بلکه خانواده خود را تقسیم کرد، این اصل را به فرزندان و برادران و خواهران خود اعمال کرد. او در یک نامه از نوه پذیرفته شده خود دوری کرد و گفت که او را به عنوان نوه "قانوناً یا عاطفی" پذیرفته نیست.

در بسیاری از راه ها موهبت دار و یک نابغه تجارت، کارت امتیاز داخلی او قطعاً برنده است و برای او، تنها چیزی که مهم است همین است.

Start for free ⬇️

Download and customize hundreds of business templates for free

OR

Go to dashboard to download stunning templates

Download