خلاصه
در 7 ژانویه 2021، ماسک به عنوان ثروتمندترین شخص جهان با دارایی 188.5 میلیارد دلار نامگذاری شد. به طور شگفت انگیز، ماسک نه تنها جف بزوس را پشت سر گذاشت، بلکه 150 میلیارد دلار از این دارایی را در 12 ماه قبل به دست آورد. کارشناسان این روند را سریع ترین ایجاد ثروت در تاریخ توصیف کردند.
در الون ماسک: تسلا، اسپیس ایکس و جستجو برای یک آینده فوق العاده، این مخترع متولد آفریقای جنوبی به نویسنده و خبرنگار اشلی ونس درباره راه سختی که برای تبدیل شدن به صنعتگر نوآورانه ترین مدرن آمریکا طی کرد، صحبت می کند.
20 بینش برتر
-
ماسک همیشه مردی با یک ماموریت و یک فراخوان بالاتر بوده است. در دانشگاه، او متقاعد شد که سه حوزه وجود دارد که آینده جهان را به نفع خود تغییر خواهند داد: اینترنت، انرژی پایدار و توانایی زندگی خارج از سیاره ما. ماسک سرنوشت انسان در کیهان را به عنوان یک تعهد شخصی دید. اگر این بدان معنا بود که انسان باید به دنبال فناوری انرژی تمیزتر برود یا سفینه های فضایی بسازد تا دسترسی گونه انسانی را گسترش دهد، پس چنین باشد. ماسک تعهد عمیقی برای کاوش مریخ داشت و او راهی برای اتفاق افتادن آن پیدا خواهد کرد.
-
ونس باور دارد که ماسک از طریق کار تحول آفرین خود بر جهان اثر پاگذار خواهد گذاشت. ونس ادعا می کند که ماسک چیزی دارد که بسیاری در دهکده سیلیکون از آن کم دارند - یک دیدگاه جهانی معنی دار. "او کمتر یک مدیر عامل است که در پی ثروت است تا یک سردار که نیروها را برای بدست آوردن پیروزی تجمع می دهد. جایی که مارک زوکربرگ می خواهد به شما کمک کند تا عکس های نوزاد خود را به اشتراک بگذارید، ماسک می خواهد [...] نژاد انسانی را از نابودی خودکار یا تصادفی نجات دهد،" ونس می نویسد.
-
وقتی حباب دات کام در سال 2007 منفجر شد، یک سری سرمایه گذاران خالی دست و شرکت های متوسط را پشت سر گذاشت. دهکده سیلیکون به یک افسردگی عمیق فرو رفت. با اینکه گوگل در سال 2002 ظهور کرد و شروع به رشد کرد، و اپل هنگام راه اندازی آیفون در سال 2007 پرواز کرد، این استارتاپ ها ناهمگون بودند. و جدیدترین چیزهای داغ - فیسبوک و توییتر - هیچ شباهتی به پیشگامان خود اینتل، هیولت پاکارد یا سان میکروسیستمز نداشتند، که همه آنها هزاران نفر را برای ساخت محصولات فیزیکی استخدام کردند. دهکده سیلیکون به یک پناهگاه ایمن تبدیل شد، زیرا تعداد بی شماری از کارآفرینان و دات کام ها در پی پول آسان تر بودند و برنامه های ساده و تبلیغات را به چرخش درآوردند.
-
با توجه به همه حساب ها، ماسک باید بخشی از افسردگی باشد که بر دهکده سیلیکون می ریزد. در عوض، او اولین استارتاپ خود را در سال 1995، Zip2، که توسط Compaq در سال 1999 با 307 میلیون دلار خریداری شد، تاسیس کرد. او 22 میلیون دلاری که از این معامله به دست آورد را همه آن را در استارتاپ بعدی خود، X.com، که در نهایت به PayPal تبدیل شد، سرمایه گذاری کرد.
-
با عنوان بزرگترین سهامدار PayPal، ماسک وقتی eBay PayPal را با 1.5 میلیارد دلار در سال 2002 خریداری کرد، بسیار ثروتمند شد. ماسک به لس آنجلس رفت و 100 میلیون دلار به SpaceX، 70 میلیون دلار به Tesla و 10 میلیون دلار به SolarCity سرمایه گذاری کرد.ماسک تبدیل به یک غول تجاری شده بود که با یک حرکت بزرگ، پیشرفتهای بزرگترینی را که صنایع هوافضا، خودرو و انرژی در چند دهه گذشته دیده بودند، به وجود آورد.
-
ماسک و سایر افراد مؤثر در وادی سیلیکون در آن زمان باور داشتند که نوآوری پس از انفجار حباب به توقف رسیده است. جاناتان هیوبنر، یک فیزیکدان در مرکز جنگ هوایی نیروی دریایی پنتاگون، از یک استعاره درخت برای توصیف آنچه را که به عنوان وضعیت نوآوری میدید استفاده کرد. انسان از تنه درخت گذشته و روی شاخههای اصلی آن برای استخراج اکثر ایدههای بزرگ و تغییر دهنده بازی - چرخ، برق، هواپیما، تلفن و ترانزیستور - بیرون رفته است. ما اکنون در انتهای شاخهها در بالای درخت معلق هستیم، فقط برای اصلاح اختراعات گذشته.
-
پیپال، اولین عرضه عمومی بلوکباستر پس از حملات 11 سپتامبر، نمادی از بزرگترین تجمع مهندسی و استعداد تجاری در تاریخ وادی سیلیکون شد. بنیانگذاران استارتاپهایی مانند یوتیوب، یلپ و پالانتیر تکنولوژیها همه در پیپال کار کردند. کارکنان آن تکنیکهایی در تقلب آنلاین را پیشگامی کردند که اساس نرمافزاری را شکل داد که توسط FBI و CIA برای ردیابی تروریستها و نرمافزاری که توسط بزرگترین بانکها برای مبارزه با جرم استفاده میشود. این گروه از کارکنان فوق العاده استعدادمند به نام مافیای پیپال شناخته شدند، یا در واقع "کلاس حاکم" وادی سیلیکون، با ماسک به عنوان عضو معروف و موفقترین آن.
-
استعداد ماسک برای مقابله با موانع غیرممکن او را به احترام و تعظیم نشان داده شده به بزرگانی مانند استیو جابز، هوارد هیوز و بنیانگذار گوگل، لری پیج، سپرده است. فقط استیو جابز میتوانست دستاوردهای مشابهی را در دو صنعت کاملاً متفاوت ادعا کند، مانند زمانی که یک محصول اپل و یک فیلم جدید پیکسار را هنگام اداره دو غول صنعت بزرگ همزمان راهاندازی کرد. تفاوت ماسک با همتایان نوآور خود این است که ماسک میخواهد چیزی بسیار بزرگتر از هر چیزی که هیوز یا جابز تولید کردهاند بسازد. ماموریت ماسک همیشه بازنگری استانداردهای متداول در صنایع هوافضا، خودرو و خورشیدی و سپس ساختن تا حد ممکن از ابتدا در استارتاپهای خود بوده است.
-
مهارتهای نرمافزاری ماسک و توانایی او در اعمال آنها به ماشینها موجب موفقیت او شد. مهندس نرمافزار معروف ادوارد جونگ از هدیه ادغام ماسک - توانایی ترکیب هماهنگ نرمافزار، الکترونیک، مواد پیشرفته و قدرت محاسباتی - تحسین کرد. ماسک همچنین یک برنامهنویس خودآموخته با توانایی طبیعی برای مسلط شدن بر مفاهیم فیزیکی پیچیده در برنامهریزی تجاری و تصور یک مسیر از یک مفهوم علمی به یک کسب و کار سودآور است. ماسک عزم دارد راه را برای دورانی از ماشینهای باورنکردنی و رؤیاهای علمی-تخیلی به واقعیت تبدیل کند.
-
ماسک همیشه موفق شده است افراد روشنفکر و بلندپرواز را پیدا کند. او بهترین استعدادها در صنعت هوافضا را جذب کرد و همین میتوان گفت در مورد تسلا، جایی که مهندسان میتوانستند روی چیزهایی کار کنند که معمولاً در ایالات متحده انجام نمیشد.شرکتهای خودروسازی. ماسک شخصاً با بخشهای هوافضای دانشگاههای برتر تماس میگرفت تا درباره دانشجویانی که با نمرات بالای امتحان از دانشگاه فارغ التحصیل شده بودند، سوال کند. این موضوع نادر نبود که ماسک با دانشجویان در خوابگاههایشان تماس بگیرد و آنها را از طریق تلفن استخدام کند.
-
تا زمانی که ونس از درهای SpaceX عبور نکرد، او متوجه اهمیت آنچه ماسک انجام داده بود نشد. "ماسک یک کارخانه موشک واقعی در میانه لس آنجلس ساخته بود. و این کارخانه فقط یک موشک را در یک زمان تولید نمیکرد. بلکه موشکهای زیادی را از ابتدا تولید میکرد،" ونس مینویسد.
-
ماسک میخواست SpaceX را به عنوان اسب کار برای دوره جدیدی در فضا بسازد و آمریکا را به عنوان رهبر جهانی که میتواند بار و انسانها را به فضا ببرد، معرفی کند. این تهدیدی است که ماسک باور دارد باعث شده است تعداد زیادی دشمن سختکوش برای او پدید آید
-
SpaceX نماد تلاش آمریکا برای یک شروع تازه در کسب و کار موشک بود، که ماسک باور داشت در 50 سال گذشته تکاملی نداشته است. اگر SpaceX میتوانست موشکها را ارزانتر از آنچه روسها در آن زمان ارائه میدادند، تولید کند، SpaceX فناوری لازم برای مأموریت او برای برقراری زندگی بر روی مریخ برای حداقل یک میلیون نفر در قرن بعدی را خواهد داشت.
-
شرکتهای هوافضا برای هر پرتاب یک "فراری" ساختند در حالی که یک خودروی سادهتر میتوانست کار را به خوبی انجام دهد. در عوض، ماسک قصد داشت تکنیکهای استارتاپی از Silicon Valley را برای اجرای سریع و سبک SpaceX اعمال کند و از پیشرفتهایی که در قدرت محاسباتی و مواد در دو دهه گذشته رخ داده بود، بهره ببرد. SpaceX به عنوان یک شرکت مستقل عمل میکرد و از ضایعات و اضافهکاریهایی که اغلب با قراردادهای دولتی همراه بودند، جلوگیری میکرد.
-
Tesla با وجود همه شانسهای موفقیت در صنعت خودرو، همه چیز را نقض کرد. تخصص خودروسازی آن به دو نفری میرسید که عاشق خودروها بودند و یکی از آنها سری از پروژههای علمی مبتنی بر فناوری را ایجاد کرد که صنعت خودرو آن را مسخره میدانست. اما Tesla انجام داد آنچه استارتاپها انجام میدهند. آنها گروهی از مهندسان جوان و گرسنه استخدام کردند که چیزها را همانطور که پیش میرفتند، فهمیدند. بیخیال اینکه منطقه خلیج هیچ تاریخچه واقعی ای نداشت که این مدل برای چیزی مانند خودرو کار کند، یا اینکه ساخت یک شیء فیزیکی پیچیده با نوشتن برنامه نرمافزاری چندان مشترک نداشت.
-
Tesla اعلام کرد که هر خودروی الکتریکی که ساخته میشود، 90,000 دلار هزینه خواهد کرد و بردی برابر با 250 دلار برای هر شارژ دارد. سی تکنولوژیست میلیاردر تعهد داده بودند که در سال 2006 یک رودستر بخرند. ماسک وعده داد که یک خودروی ارزانتر - یک مدل چهار صندلی، چهار درب زیر 50,000 دلار در چند سال آینده دنبال خواهد شد.
-
تا میانه سال 2007، Tesla به 260 کارمند رسید و کاری ناممکن را انجام داد. این شرکت سریعترین خودروی الکتریکی را که جهان تا به حال دیده بود، تولید کرد. تمام کاری که باید انجام میداد، ساختن تعداد زیادی از این خودروها بود - فرآیندی که تقریباً شرکت را ورشکسته میکرد. بزرگترین اشتباه مهندسان Tesla در روزهای اولیه، فرضیات درباره ترانسمیشن رودستر بود.این مسئله باعث شد تسلا مجبور شود راه اندازی رودستر خود را در نوامبر 2007 به تاخیر اندازد و در ابتدای سال 2008 شروع به توسعه یک ترانسمیشن جدید کند.
-
تسلا بخش بزرگی از تامین باتری لیتیوم-یون جهان را مصرف می کند و در آینده برای برآورده کردن نیازهای کسب و کارهای خود به باتری های بیشتری نیاز دارد. به همین دلیل است که در سال 2014، ماسک برنامه های خود برای ساخت آنچه را که یک گیگافکتوری یا بزرگترین تاسیسات تولید لیتیوم-یون جهان نامید، اعلام کرد. هر گیگافکتوری حدود 6,500 نفر را استخدام می کند و به تسلا کمک می کند تا اهداف متنوعی را برآورده کند.
-
ماسک به پسرعموهای خود، لیندون و پیتر ریو، در توسعه مدل کسب و کار سولارسیتی کمک کرد و رئیس هیئت مدیره و بزرگترین سهامدار شرکت شد. برخلاف سایر شرکت ها، سولارسیتی قصد تولید پنل های خورشیدی خود را نداشت. به جای آن، آنها پنل ها را خریداری می کردند و سپس تقریبا همه چیز دیگر را درون سازمان انجام می دادند. آنها نرم افزاری برای تجزیه و تحلیل صورتحساب انرژی فعلی مشتری، موقعیت خانه آنها و مقدار نور خورشیدی که معمولا دریافت می کرد، ساختند و تیم های خود را برای نصب پنل های خورشیدی ایجاد کردند.
-
وقتی ونس از ماسک سوال نهایی برای کتاب پرسید: چقدر شما آماده اید برای ریسک کردن؟ پاسخ او این بود: "همه چیزی که دیگران به آن ارزش می دهند. من دوست دارم روی مریخ بمیرم."
خلاصه
تا سال 2012، شرکت های ماسک چنین کارهای بی سابقه ای انجام دادند و صنایع زیادی را مختل کردند که حتی بزرگترین منتقدان او نیز نمی توانستند به دستاوردهای او توجه نکنند. SpaceX یک کپسول تامین را به ایستگاه فضایی بین المللی پرتاب کرد و آن را به زمین بازگرداند، تسلا یک اتومبیل برقی جذاب تولید کرد که صنعت خودرو را غافلگیر کرد، و به عنوان بزرگترین سهامدار سولارسیتی، ماسک یک شرکت انرژی خورشیدی موفق را برای عرضه عمومی اولیه ایجاد کرد.
نظریه یکپارچگی
روش ساده ماسک در مدیریت شرکت های خود و تصمیم گیری برای استراتژی کسب و کار از ابتدا در نظریه یکپارچگی او جاسازی شده است. هر یک از شرکت های ماسک در کوتاه مدت و بلند مدت با یکدیگر در ارتباط هستند. این نظریه عملیاتی بار کاری را کاهش می دهد و به تمام شرکت های او کمک می کند تا از یکدیگر حمایت متقابل خارجی بگیرند تا رشد و پیشرفت کنند. برای مثال، تسلا بسته های باتری می سازد که سولارسیتی می تواند آنها را به مشتریان نهایی بفروشد. سولارسیتی با پنل های خورشیدی ایستگاه های شارژ تسلا را تامین می کند، که به تسلا کمک می کند تا شارژ رایگان را به رانندگان خود ارائه دهد. SpaceX ماهواره ها را برای تسلا راه اندازی می کند، که به تسلا امکان ارائه خدمات ناوبری کاربر را می دهد، و SpaceX از باتری های تولید شده توسط تسلا برای تامین انرژی سیستم خود استفاده می کند. آنها دانش حول مواد، تکنیک های ساخت و پیچیدگی های عملیات کارخانه هایی را که از پایه چیزهای زیادی را می سازند، با یکدیگر تبادل می کنند.
تا امروز، ماسک شرکت های خود را از طریق مدل کسب و کاری که بر اساس یکپارچگی و حمایت کامل است، مدیریت می کند و اگر با موانعی روبرو شود که نتواند حل کند، یک شرکت کامل را برای آن راه اندازی می کند.
SpaceX
ماسک همیشه باور داشت که ایدهی اصلی آمریکا با خواست انسان برای کاوش همیشه در هم تنیده است. اما وقتی وبسایت ناسا را بازدید کرد، ترسهایش که انسانیت همه جرات خود را برای پیشبرد مرزهای فناوری از دست داده است، تایید شد. در آنجا هیچ چیز، حتی یک اشاره به هر برنامهای برای کاوش مریخ در آینده، پیدا نکرد. مبهوت، به روسیه رفت تا ببیند آیا میتواند خودش یک موشک بخرد. روسها با قیمتهای خندهدار و دیگر حقوق و قوانین، ماسک را دور میزدند، که تعهد او را حتی بیشتر تقویت کرد. الون به شدت مطالعه کرد که چگونه موشکها ساخته میشوند و اعلام کرد که خودش موشک را از یک جدول اکسل که دقیقا چگونه این کار را انجام داد، میسازد. این چگونگی تاسیس SpaceX در سال 2002 بود.
SpaceX موشکهای قابل استفاده مجدد را آزمایش کرد که میتوانستند بارها را به فضا ببرند و با دقت به پایههای پرتاب خود بر روی زمین بازگردند. اگر این شرکت بتواند این فناوری را به کمال برساند، قیمت هر پرتاب را به شدت کاهش دهد و پرتابها را بر اساس برنامهای منظم انجام دهد، SpaceX میتواند به رقبای صنعت خود ضربه مهلکی وارد کند. این نوآوریها میتوانند به غولهای صنعتی نظامی آمریکا مانند لاکهید مارتین و بوئینگ ضربه بزنند. ماسک همچنین با کشورها، به خصوص روسیه و چین، در مسابقه فضایی رقابت کرد.
SpaceX نام خود را به عنوان یک تامینکننده با هزینه کم در صنعت برجسته کرد. اما فقط این تنها کافی نبود تا در کسب و کار فضایی پیروز شود. ماسک همچنین باید سیاستها، طرفداریها و حمایتهایی را که اصول سرمایهداری را تضعیف میکردند، راهبری کند. استیو جابز با چالشهای مشابهی روبرو شد وقتی سعی کرد صنعت ضبط موسیقی را با آوردن iTunes و iPod به بازار متحول کند. با این حال، در مقایسه با دشمنان ماسک که سلاحها و کشورها را برای زندگی ساختند، چالشهای جابز ممکن است به طور کامل یک "پیادهروی در پارک" باشد.
ونس مراحل کلیدی زیر را که SpaceX، Tesla و SolarCity در زمان نوشتن این متن به دست آورده بودند، ثبت کرد:
مراحل کلیدی SpaceX
-
سپتامبر 2008: موشک Falcon 1 اولین موشک مایع سوخت خصوصی بود که به مدار رسید. این پرتاب راه را برای توسعه موشک Falcon 9 هموار کرد.
-
دسامبر 2008: ناسا به SpaceX قرارداد 1.6 میلیارد دلاری برای خدمات تامین تجاری به ایستگاه فضایی بینالمللی اعطا کرد.
-
جولای 2009: پرواز 5 Falcon 9 تاریخ ساخت به عنوان اولین موشک سوخت مایع توسعه یافته خصوصی برای تحویل یک ماهواره تجاری به مدار زمین.
Tesla
با Tesla Motors، ماسک سعی کرده است روش ساخت و فروش اتومبیلها را تغییر دهد، زیرا یک شبکه توزیع سوخت جهانی را ایجاد کرده است. وقتی ماسک Tesla را راهاندازی کرد، او کاملا آگاه بود که Chrysler آخرین استارتاپ موفق در آمریکا بود، که در سال 1925 تاسیس شد.طراحی و ساخت یک خودرو از پایه پر از چالش هاست، اما توانایی دریافت پول و دانش برای ساخت خودروها به تعداد هزاران عاملی است که تلاش ها برای راه اندازی هر شرکت جدیدی را متوقف می کند.
ایلان همیشه آینده ای را برای خودروهای الکتریکی در نظر داشت. بنابراین، وقتی مارتین ابرهارد و مارک تارپنینگ به ماسک نزدیک شدند تا اولین سرمایه گذار شرکتی به نام تسلا شود، ایلان کاملاً موافق بود. او می خواست خودرو نمایانگری لوکس از آینده پایدار باشد.
هنگامی که تسلا شروع به تحویل دادن دور اول خودروهای مدل S پیش سفارش داده شده کرد، اوضاع لرزان بود. قطعات خودرو بسیار گران بودند و همه چیز با تاخیر بود. ماسک خوشحال نبود و خواست که هیئت مدیره مارتین ابرهارد را به عنوان مدیر عامل جایگزین کند. آنها موافقت کردند و بنیانگذار اصلی شرکت رفت.
وقتی ماسک در سال 2008 پیشگیری کرد، آینده تسلا و SpaceX در معرض خطر بود. بر اساس محاسبات ماسک، او فقط به اندازه کافی پول داشت تا یک شرکت را نجات دهد. به جای اینکه وحشت کند، ایلان توانست به اندازه کافی آرام باشد تا SpaceX بتواند قراردادی را برای تبدیل شدن به تامین کننده رسمی NASA برای ایستگاه فضایی بین المللی ببرد. یک "تسلا ممکن است ورشکست شود" دوباره در سال 2013 رخ داد. این به حدی بد بود که ایلان با گوگل قرارداد دست داد برای خرید و نجات تسلا. این سناریو هرگز محقق نشد زیرا تیم فروش تسلا توانست پیش بینی ها را شکست دهد، که باعث افزایش سهام شد.
به جای خودروهای هیبریدی، که در زبان ماسک تعهدات زیربهینه ای هستند، تسلا قصد دارد خودروهای الکتریکی را که مردم بعد از آنها تشنه اند و مرزهای فناوری را به چالش می کشند، بسازد. تسلاها از طریق نمایندگی ها فروخته نمی شوند بلکه از طریق فروشگاه های شبیه به اپل در مراکز خرید بالا رده. بر خلاف نمایندگی های خودروی سنتی، تسلا انتظار ندارد که از خدمات خودروهای خود پول زیادی بگیرد، زیرا خودروهای الکتریکی نیازی به تغییر روغن و سایر نگهداری های خودروهای سنتی ندارند. ایستگاه های شارژ مجهز به انرژی خورشیدی تسلا اکنون در بسیاری از بزرگراه های اصلی در ایالات متحده، اروپا و آسیا وجود دارد، که یک تسلا را در حدود 20 دقیقه شارژ می کند. صاحبان تسلا همچنین برای سوخت گیری هیچ هزینه ای نمی پردازند.
در حالی که بخش زیادی از زیرساخت های آمریکا در حال فروپاشی است، هدف ماسک این است که یک سیستم حمل و نقل از ابتدا تا انتها بسازد که امکان می دهد ایالات متحده بقیه جهان را سایه بزند. دیدگاه و اجرای او به عنوان ترکیبی از بهترین های هنری فورد و جان دی. راکفلر توصیف شده است.
نقاط کلیدی تسلا
-
2010: تسلا عرضه عمومی می شود، 226 میلیون دلار در IPO خود جمع آوری می کند.
-
2012: تسلا یک خودروی الکتریکی را تحویل داد که بیش از 200 مایل می رود، از 0 تا 60 مایل در ساعت در زیر چهار ثانیه می رسد، و بسیار زیبا است. تسلا با رودستر این هدف را دست یافت، و سپس دوباره با مدل S.
-
2013: تسلا سود سه ماهه اول خود را اعلام می کند.
-
2014: تسلا Gigafactory نوادا خود را اعلام می کند، جایی که شرکت باتری های همه محصولات خود را تولید می کند.
-
2015: شرکت وارد بازار انرژی خورشیدی شد و محصولاتی را برای تامین انرژی خانه ها و کسب و کارها بر اساس ترکیبی از پنل های خورشیدی و باتری ها اعلام کرد.
Solarcity
دو پسر عموی ماسک، لیندون و پیتر ریو با سرمایه گذاری 10 میلیون دلاری ماسک، شرکت SolarCity را راه اندازی کردند که ماسک رئیس هیئت مدیره و بزرگترین سهامدار آن شد. آنها برنامه ای برای کاهش هزینه های انرژی خورشیدی با کنترل تجربه از فروش تا نصب (در حالی که سازندگان سوم شخص پنل ها را فراهم می کردند) توسعه دادند. آنها 150 کارمند استخدام کردند، بیشتر آنها کارگران ساخت و ساز بودند و تا سال بعد، شرکت حدود 70 سیستم خورشیدی در ماه در شمال کالیفرنیا نصب کرد. کسب و کار شروع به رشد کرد و شرکت در نهایت به بیش از دوازده ایالت گسترش یافت. ماسک فراتر از سطح هیئت مدیره زیاد درگیر نبود تا بتواند وقت بگذارد تسلا و SpaceX را رشد دهد.
شش سال بعد، SolarCity بزرگترین نصب کننده پنل های خورشیدی در کشور شد. شرکت به اهداف اولیه خود پایبند بود و نصب پنل را بی دردسر کرد. رقبا عجله کردند تا مدل کسب و کار آن را تقلید کنند. SolarCity در طول این مسیر از سقوط قیمت پنل های خورشیدی بهره برد، که پس از اینکه سازندگان پنل چینی بازار را با محصولات خود سیلاب کردند، رخ داد. همچنین کسب و کار خود را از مصرف کنندگان به کسب و کارها با شرکت هایی مانند اینتل، والگرینز و وال مارت که برای نصب های بزرگ ثبت نام کردند، گسترش داد. در سال 2012، SolarCity عمومی شد و سهام آن در ماه های پیش رو بالا رفت. تا سال 2014، ارزش SolarCity به نزدیک 7 میلیارد دلار رسید.
فرصت های کلیدی Solarcity
-
2012: SolarCity عمومی شد و سهام آن در ماه های پیش رو بالا رفت.
-
2014: ارزش SolarCity به 7 میلیارد دلار رسید.
-
2016: تسلا SolarCity را با 2.6 میلیارد دلار خریداری کرد تا شرکت را به یک شرکت انرژی پایدار واقعا متحد کند که می تواند این محصولات را به طور بی درنگ توسعه دهد، تولید کند، بفروشد، نصب کند و خدمات آن را ارائه دهد.
نگاه نزدیک ونس به زندگی ماسک برای نوشتن کتاب او را متقاعد کرد که تعهد بی وقفه ماسک به ماموریت خود و روحیه ناپذیر او بر جهان اثر پایداری خواهد گذاشت. "به خاطر ماسک، می تواند امریکایی ها 10 سال دیگر با پیشرفته ترین سیستم حمل و نقل جهان که توسط هزاران ایستگاه خورشیدی تامین می شود و توسط اتومبیل های برقی عبور می کند، بیدار شوند،" گفت ونس. "در آن زمان، احتمالا SpaceX هر روز موشک ها را بالا می فرستد، مردم و اشیاء را به ده ها مکان سکونت می برد و برای سفرهای طولانی تر به مریخ آماده می شود. این پیشرفت ها در عین حال دشوار برای فهمیدن و به نظر می رسد اگر ماسک فقط بتواند وقت کافی برای کار کردن آنها را بخرد، ضروری است."