امروزه تمایز برند از تمایز صرف، وزن تجاری بیشتری دارد. تحقیقات مؤسسه Ehrenberg-Bass که توسط بایرون شارپ مطرح شده، نشان میدهد برندها با ساخت داراییهای متمایز که شناسایی و به خاطر سپردن آنها را آسان میکند رشد میکنند، نه با ادعاهای متفاوت بودن. زمانی که یک دستهبندی به مشخصات و وعدههای مشابه میرسد، برندی که صاحب جهانی قابل شناسایی است، مزیتی دارد که رقبا نمیتوانند آن را کپی کنند.
معماری سهمرحلهای
یک جهان به ساختار نیاز دارد، در غیر این صورت به کمپینهای پراکنده تبدیل میشود. معماری سهمرحلهای به رهبران برند یک توالی مشخص میدهد: ابتدا مکان را طراحی کنید، سپس آن را با افراد پر کنید و در نهایت از آن محافظت نمایید. هر مرحله بر پایه مرحله قبل ساخته میشود، بنابراین برند به عنوان یک سیستم یکپارچه رشد میکند، نه مجموعهای از راهاندازیهای نامرتبط. نتیجه، برندی است که مانند یک جهان با هستهای محافظتشده عمل میکند، نه صرفاً یک لوگو با تقویم بازاریابی.
نتیجه این رویکرد قابل اندازهگیری است. مطالعهای از Harvard Business Review نشان داد که مشتریان کاملاً متصل به طور متوسط ۵۲ درصد ارزش بیشتری نسبت به مشتریانی دارند که صرفاً راضی هستند.
زمانی که یک تیم نیاز دارد تغییر رویکرد از تبلیغ به مشارکت را توجیه کند، این اسلاید دلیل آن را ارائه میدهد. این اسلاید یک پلکان پنجمرحلهای را نشان میدهد که از برابری محصول و از دست رفتن تمایز، از طریق جلب توجه اجارهای، تا مشارکت فعال و هویت پیش میرود. مدیران جایگاه فعلی برند را مشخص میکنند و سپس مانع مرحله بعدی را نام میبرند تا کل تیم درباره جایگاه فعلی برند و مسیر حرکت بعدی به توافق برسند.
اسلاید تِز، نحوه نگرش تیم به مخاطبان خود را پیش از شروع هر کاری بازتعریف میکند. این اسلاید دو ستون را کنار هم قرار میدهد: پخش، با زبان هدفگذاری، معامله و تبلیغ؛ در مقابل مشارکت، با زبان شخصیت، تعلق و آغازگری. رهبران یک جمله از هر کمپین زنده را از هر ستون بازنویسی میکنند تا مشخص شود چه میزان از برند فعلی هنوز با مخاطب صحبت میکند، به جای آنکه آنها را به مشارکت دعوت کند.
این اسلاید کل مدل را پیش از شروع اولین وظیفه، در یک بوم واحد نمایش میدهد. یک نمودار هستهای لایهای، سه پرده اصلی یعنی طراحی، جمعیتسازی و پایداری را در بر میگیرد و هر پرده نیز سه اصل خود را دارد؛ از محیط و زیباییشناسی گرفته تا گروه بازیگران و آغازگری، تا تعهد و جزئیات. تیمها برای هر پرده یک مالک مشخص تعیین میکنند و سپس با تکرار، از هسته دفاع میکنند تا جهان با رشد خود یکپارچه باقی بماند.
چگونه جهانی طراحی کنیم که مردم آن را بشناسند
یک جهان با ظاهر و صدایی آغاز میشود که مردم آن را در نگاه اول تشخیص میدهند. مرحله طراحی، هویت مبهم را به یک سیستم امضادار تبدیل میکند؛ مجموعهای ثابت از نشانهها که در تمام داراییها پایدار باقی میماند. در نتیجه، شناسایی برند به صورت خودکار انجام میشود و برند بدون نیاز به خرید مجدد توجه، آن را به دست میآورد. ثبات در فرم، نه تازگی، باعث میشود جهان از همان نگاه اول واقعی به نظر برسد.
تحقیقات Ehrenberg-Bass درباره داراییهای متمایز برند نشان میدهد که نشانههای غیرکلامی، رنگها، تایپ و شخصیتهای ثابت، ساختارهای حافظهای را ایجاد میکنند که انتخاب را هدایت میکنند.یک خردهفروش متوسط را در نظر بگیرید که به یک پالت رنگی و یک صدای راوی متعهد میشود. در این صورت، شناسایی آن روی قفسه و در میان انبوه محتوا بسیار آسانتر از رقیبی است که هر فصل ظاهر خود را تغییر میدهد و شناسایی خود را به صفر میرساند.
اسلاید نمونه، معیاری برای احساسی که باید از شناسایی برند به دست آید تعیین میکند. در این اسلاید از مثال وس اندرسون استفاده شده است؛ جهانی آنقدر متمایز که یک قاب بدون عنوان هم آن را معرفی میکند. مدیران یک آزمون ساده برای برند اعمال میکنند: آیا یک دارایی بریدهشده، بدون لوگو، همچنان شرکت را شناسایی میکند؟ یک جهان از این آزمون عبور میکند، در حالی که برندهای معمولی در آن شکست میخورند.
این اسلاید آن معیار را به نشانههای نامگذاریشدهای تبدیل میکند که تیم میتواند مالکیت آنها را به عهده بگیرد. شش بُعد شاخص را معرفی میکند: پالت، لحن، ترکیببندی، بازیگران، تایپ و جزئیات، و هرکدام را با معادل برند پر میکند. تیمها نسخه اختصاصی برند خود را برای هر نشانه مینویسند و سپس هر مورد کلی را حذف میکنند تا هویت برند از وامگیری از دستهبندی خارج شده و شروع به تعریف آن کند.
اسلاید بازپسگیری به برند کمک میکند تا معنایی را که دستهبندی کنار گذاشته بود، دوباره پیدا کند.یک نمودار شاخهای نشان میدهد که کارایی چه چیزهایی را حذف کرده و سپس برند چگونه میتواند تجربه را حول ارزشهایی مانند مهارت، آیین و انتظار دوباره بسازد. مدیران یکی از ارزشهای از دست رفته که مشتریان هنوز دلتنگ آن هستند را انتخاب میکنند و سپس بخشی هدفمند از جهان را برای بازگرداندن آن طراحی میکنند، که برند را بر اساس احساس متمایز میسازد، نه ویژگیها.
این اسلاید هویت برند را در قالبها و کانالهای مختلف قابل حمل میکند. یک شبکه شش دارایی را در خود جای میدهد: تایپوگرافی، ترکیببندی، بافت، پالت رنگ، حرکت و موتیف، که هر کدام به اندازه کافی قوی هستند تا به تنهایی نمایان باشند. تیمها هر دارایی را به صورت جداگانه آزمایش میکنند و فقط آنهایی را حفظ میکنند که به تنهایی نیز به عنوان برند قابل تشخیص باشند، تا جهان برند حتی زمانی که تنها یک عنصر ظاهر میشود، همچنان قابل شناسایی باقی بماند.
اسلاید صدا، لحن جهان را تثبیت میکند تا هرگز دچار انحراف نشود. چهار اسلایدر بین قطبهایی مانند محتاط و بیانی، متخصص و بازیگوش، ناظر و شرکتکننده قرار دارند. مدیران هر اسلایدر را در موقعیتی هدفمند تنظیم میکنند و سپس سه جمله نمونه مطابق با آن مینویسند، که یک ایده انتزاعی از صدا را به یک قاعده ملموس تبدیل میکند که هر نویسندهای در تیم میتواند آن را به کار گیرد.
Download presentation
To continue, enter your email:
چگونه یک جهان را با نقشها و آیینها پر کنیم
یک جهان تا زمانی که افراد دلیلی برای ورود و نقشی برای ایفا کردن نداشته باشند، خالی باقی میماند. مرحله پر کردن، به اعضا نقشها، آیینها و داستانهایی میدهد تا مشارکت فعال جایگزین توجه منفعل شود. افرادی که به یک جهان میپیوندند، از آن دفاع میکنند، در حالی که کسانی که فقط یک برند را تماشا میکنند، آن را با اسکرول بعدی فراموش خواهند کرد. عضویت، نه دسترسی، به معیار اصلی تبدیل میشود.
پاین و گیلمور در هاروارد بیزینس ریویو استدلال کردند که شرکتهای پیشرو به جای فروش خدمات ساده، تجربهها را به نمایش میگذارند و محصول را به عنوان صحنهای با حضور مشتری میبینند. تحقیقات جداگانه هاروارد بیزینس ریویو درباره جوامع برند نیز نشان میدهد که جوامع قوی زمانی شکوفا میشوند که به اعضا طیفی از نقشها ارائه دهند، از تازهوارد کنجکاو تا فرد مورد اعتماد داخلی، که هر کدام دلیل خاص خود را برای مشارکت دارند.
این اسلاید با ارائه مسیری شفاف، خریداران یکباره را به مشتریان دائمی تبدیل میکند. یک نردبان طبقهبندیشده از بازدیدکننده تا سازنده جهان امتداد دارد و یک شخصیت بنیانگذار تکرارشونده در هر سطح حضور دارد، نه اینکه فقط در یک پله ثابت باشد.مدیران مشخص میکنند که هر سطح چه امکاناتی را باز میکند و سپس نام آیینی را که اعضا را به سطح بالاتر میبرد تعیین میکنند تا پیشرفت درون جهان حس ارزشمندی و شایستگی داشته باشد.
اسلاید آیینها، تراکنشهای روزمره را به لحظاتی معنادار تبدیل میکند. یک نقشه دو ستونی، مراحل عادی مانند کشف، ثبتنام و خرید را به آیینهای پرانرژی مانند مواجهه، آغاز و صعود بازتعریف میکند. خود مسیر تغییر نمیکند، اما معنای هر مرحله دگرگون میشود. تیمها هر مرحله را با زبان اختصاصی برند نامگذاری میکنند تا حتی یک خرید ساده نیز حس پیوستن به چیزی بزرگتر را ایجاد کند.
این اسلاید توضیح میدهد چرا یک سطح کوچک و قابل مشاهده میتواند تا این حد واقعی به نظر برسد. یک کوه یخ تنها ده درصدی را که طرفداران میبینند، شامل نمادها، شخصیتها و شعارها، بالای نود درصدی که فقط احساس میشود، یعنی منشأ، تاریخچه، آیینها، اشیاء و قوانین، نشان میدهد. تیمها داستانهای بسیار بیشتری نسبت به آنچه برند نمایش میدهد میسازند، زیرا همین بخش نادیدنی است که باعث میشود بخش قابل مشاهده، واقعی به نظر برسد.
چگونه جهانی را بدون آسیب حفظ کنیم
یک جهان تنها زمانی واقعی به نظر میرسد که هرگز دچار لغزش نشود.The sustain act protects the brand through consistency and obsessive detail, so a single off-world moment cannot break the spell. Commitment across every touchpoint turns a distinctive idea into a believable place. One careless email or a stray off-brand page can undo months of careful world building in a second.
ثبات همچنین در درآمد تأثیرگذار است. گزارش وضعیت ثبات برند از مارک (Marq)، که قبلاً با نام لوسیدپرس (Lucidpress) شناخته میشد و بر اساس نظرسنجی از بیش از ۴۰۰ سازمان تهیه شده است، ارائه مداوم برند را با افزایش درآمدی در بازه ۱۰ تا ۳۳ درصد مرتبط میداند. مکانیزم این تأثیر، شناسایی برند است که اصطکاک را در هر تصمیم خرید کاهش میدهد و هر بار که مشتری دوباره با برند مواجه میشود، این اثر تقویت میگردد.
این اسلاید صدای برند را در تمام سطوح حفظ میکند. سه قانون تعیین میکند: هر نقطه تماس باید در چارچوب شخصیت برند باشد، یک درجه فراتر از راحتی حرکت کند و هیچ روز استراحت یا استثنایی وجود نداشته باشد. مدیران ابتدا سطوح کماهمیتتر مانند صفحه خطا و پاسخ پشتیبانی را بررسی میکنند، زیرا معمولاً شخصیت برند دقیقاً در جاهایی که کسی به طراحی آن فکر نکرده، دچار اختلال میشود.
اسلاید نقاط تماس نشان میدهد که دنیای برند تا چه اندازه به طور یکنواخت در کانالهای مختلف حضور دارد. یک مدل لایهای، وبسایت، بستهبندی، ایمیل، پشتیبانی، خردهفروشی و ارسال را در بر میگیرد و هر سطح را به عنوان دروندنیایی، ضعیف یا خارج از دنیا ارزیابی میکند. تیمها هر نقطه تماس را امتیازدهی میکنند و سپس ابتدا ضعیفترین را اصلاح میکنند تا برند شکافهایی را که ممکن است دنیای آن بیصدا از هم بپاشد، قبل از اینکه مشتریان متوجه شوند، برطرف نماید.
Download presentation
To continue, enter your email:
چگونه یک دنیا به مزیت رقابتی تبدیل میشود
یک دنیا هزینه نیست؛ داراییای است که رشد میکند. هر مرحله از تمایز، شناخت، مشارکت، تعلق، وفاداری و قدرت قیمتگذاری، مرحله بعدی را ممکن میسازد. با گذشت زمان، این مزیت رقابتی تقویت میشود و رقبا نمیتوانند مکانی را که مشتریان خودشان به آن تعلق دارند، کپی کنند. این برتری دیگر به یک کمپین خاص وابسته نیست و شروع به دفاع از خود میکند.
برندهای قدرتمند این وفاداری را به درآمد تبدیل میکنند. دادههای Kantar BrandZ نشان میدهد که قویترین برندها از حق قیمت بالاتر برخوردارند و به طور مداوم عملکرد بهتری نسبت به شاخصهای اصلی بازار دارند، که ارزش ویژه برند را به عنوان یک دارایی مالی و نه یک معیار نرم در نظر میگیرد.Nielsen دریافت که ۹۲ درصد از مصرفکنندگان به توصیههای دوستان و خانواده بیش از هر نوع تبلیغ دیگری اعتماد دارند، بنابراین اعضا با کمترین هزینه جذب، اعضای جدید را معرفی میکنند.
این اسلاید نشان میدهد که چگونه مزایا به جای اینکه به صورت جداگانه عمل کنند، بر روی هم انباشته میشوند. یک چرخ ششگانه، تمایز، شناخت، مشارکت، تعلق، وفاداری و قدرت قیمتگذاری را به هم متصل میکند و هر مرحله، مرحله بعدی را تقویت میکند تا در نهایت یک خندق مرکب در مرکز شکل بگیرد. مدیران ضعیفترین گره را شناسایی کرده و در آن سرمایهگذاری میکنند تا چرخه به حرکت خود ادامه دهد و هیچ شکافی کل سیستم را متوقف نکند.
اسلاید قیمتگذاری، اعداد مربوط به ارزش افزودهای که یک جهان برای برند ایجاد میکند را نشان میدهد. چهار شاخص اثباتی، پرونده را مستحکم میکنند: تمایل به پرداخت، سهم خریداران تکراری، هزینه جذب از طریق توصیه و جایگاه به عنوان یک دستهبندی منحصر به فرد بدون مقایسه مشابه. تیمها برند را بر اساس هر شاخص ارزیابی میکنند تا فرصت را به زبانی که مدیر مالی میپذیرد، اندازهگیری کنند.
این اسلاید کل جهان را در یک صفحه به تصویر میکشد.یک بوم نهخانهای سه پرده را در بر میگیرد: محیط، زیباییشناسی و لحن در بخش طراحی؛ بازیگران، افسانه و آغازگری در بخش جمعیتسازی؛ و تعهد، انسجام و جزئیات در بخش پایداری. تیمها باید پیش از هرگونه راهاندازی، تمامی خانهها را تکمیل کنند تا جهان برند منسجم باقی بماند و هیچ بخشی ناقص ارائه نشود.
اسلاید ارزیابی بررسی میکند که آیا یک برند واقعاً مانند یک جهان رفتار میکند یا خیر. یک نمودار راداری با هشت بُعد، تمایز، صدا، نقاط تماس، افسانه، نقشها، مشارکت، جامعه و جزئیات را ترسیم میکند و برند را در مقابل پروفایل یک جهان کامل قرار میدهد. مدیران هر بُعد را امتیازدهی میکنند که فاصله واقعی بین برندینگ خوب و مکانی که مشتریان واقعاً میخواهند به آن تعلق داشته باشند را آشکار میسازد.
ساخت جهان، برند را از یک پیام دریافتی به مکانی که افراد وارد آن میشوند تبدیل میکند. این رویکرد توجهی که باید اجاره شود را با تعلقی که برند مالک آن است جایگزین میکند و کمپینهای پراکنده را به یک جهان منسجم با هستهای محافظتشده تبدیل مینماید.این سه مرحله به آن آرمان انضباط میبخشند: یک امضای بصری طراحی کنید که مردم با یک نگاه آن را بشناسند، آن را با نقشها و آیینهایی پر کنید که ارزش پیوستن داشته باشند و آن را حفظ کنید تا هیچ نقطه تماسی جادوی برند را از بین نبرد. تمایز موجب شناسایی میشود، شناسایی مشارکت را دعوت میکند، مشارکت حس تعلق را عمیقتر میسازد و تعلق به مرور زمان به مزیتی تبدیل میشود که قیمت و ویژگیها هرگز نمیتوانند ایجاد کنند. در بازاری که محصولات به هم نزدیک میشوند و مشخصات دیگر فروشنده نیستند، قویترین موقعیت نه ادعای بهتر بلکه خلق جهانی منحصر به فرد است؛ برندی که رقبا نمیتوانند آن را کپی کنند، زیرا مشتریانشان پیشاپیش در آن زندگی میکنند.
Download presentation
To continue, enter your email: