خلاصه
این کتاب به شما آموختن چگونگی شکست بازار را آموختن نخواهد داد. اما، به شما آموختن چگونگی کاهش خطر، حفاظت از سرمایه خود در برابر زیان و تولید بازده پایدار قابل اعتماد در بلند مدت را آموختن خواهد داد. وارن بافت سرمایه گذار هوشمند را ""به مراتب بهترین کتاب نوشته شده در مورد سرمایه گذاری"" می نامد.
رویکرد سرمایه گذاری ارزشی اثبات شده بنجامین's جایگزین تلاش های خطرناک برای پیش بینی قیمت سهام در آینده با سرمایه گذاری های صوتی بر اساس ارزش زیربنایی دارایی های ملموس شرکت می شود.
سرمایه گذار هوشمند توسط بنجامین گراهام به شما همه چیزی را که برای مجهز کردن خود با ذهنیت سرمایه گذار لازم دارید، می دهد تا از وحشت نوسانات بازار که سرمایه گذار معمولی را آزار می دهد، جلوگیری کنید. معمولی نباشید. هوشمند باشید.
20 بینش برتر
- دو نوع سرمایه گذار وجود دارد. سرمایه گذاران دفاعی به دنبال حفاظت از سرمایه خود در برابر زیان ها، تولید بازده مناسب و کاهش تصمیمات مکرر هستند. سرمایه گذاران کارآمد بیشتر وقت خود را صرف مدیریت فعال پورتفولیوهای خود می کنند. یک سرمایه گذار کارآمد بیشتر از یک سرمایه گذار دفاعی ریسک نمی گیرد اما بیشتر در انتخاب سهام سرمایه گذاری می کند.
- سرمایهگذاران پارهوقت باید به استراتژیهای سرمایهگذاری دفاعی پایبند بمانند. سرمایهگذاران دفاعی میتوانند با حداقل تلاش و توانایی نتیجه قابل قبولی را کسب کنند. با این حال، حتی بهبود جزئی از این نتیجه چالشبرانگیز است و نیازمند دانش و مهارت فوقالعاده است. تلاش برای هوشمندتر بودن از بازار با صرف زمان و تلاش اضافی عمدتاً منجر به سودهای زیرمتوسط میشود.
- درهم بردن سرمایهگذاری با حدس و گمان میتواند اشتباه گرانقیمتی باشد. حدسزنان سهام داغ را بر اساس چشمانداز رشد آینده میخرند. در مقابل، سرمایهگذاری بر اساس تجزیه و تحلیل کامل کسب و کار زیربنایی انجام میشود تا اطمینان حاصل شود که اصل و بنیاد امن است و سود مناسب - اما نه فوقالعاده - حاصل میشود. فقط زمانی در یک سهم سرمایهگذاری کنید که بتوانید به راحتی آن را داشته باشید بدون اینکه نیاز به دنبال کردن قیمت سهم روزانه آن داشته باشید.
- اگر نمیتوانید از خود دریغ کنید که روی سهم رشد بزرگ بعدی شرط ببندید، محدودیتهای سختگیرانه روی حدس و گمان قرار دهید. یک حساب حدس و گمان جداگانه با کمتر از 10٪ از سرمایه خود را برای فعالیتهای حدس و گمان نگه دارید. هرگز پول را از حساب سرمایهگذاری و حساب حدس و گمان مخلوط نکنید.
- سرمایه گذاری در صنایع رشد بالا و سهام رشد بالا ایده خطرناکی است. افق های رشد یک کسب و کار لزوماً منجر به سود برای سرمایه گذاران نمی شود. چون این سهام اغلب ارزش گذاری بیش از حد می شوند، رشد ممکن است منجر به بازده متناسب نشود. فقط هشت شرکت از بزرگترین 150 شرکت در لیست Fortune 500 توانستند درآمد خود را در طی دو دهه حداقل 15% افزایش دهند.
- گراهام به شدت به سرمایه گذاران توصیه می کند از پیشنهادات عمومی اولیه دوری کنند. IPO ها اغلب در بازارهای گاو نر رخ می دهند و منجر به ارزش گذاری های تورمی می شوند. وقتی بازار خرس شروع می شود، این سهام تخمین زده شده اولین سهامی هستند که سقوط می کنند و زیان شدیدی ایجاد می کنند. سرمایه گذاری که هر IPO را در قیمت بسته عمومی خریده و سه سال نگه داشته است، از سال 1980 تا 2001، بازار را 23% سالانه کمتر از عملکرد کرده است. راه قطعی برای پیش بینی پایان یک بازار گاو نر زمانی است که سهام کسب و کارهای کوچک ناشناخته جدید بالاتر از شرکت های معتبر متوسط قیمت گذاری می شوند. دوران گاو نر دهه 1980 بیش از 4000 سهم ایجاد کرد. این منجر به سقوط 1987 شد. IPO ها بین سال های 1988 تا 1990 خشک شدند، که منجر به بازار گاو نر دهه 90 شد.در این مدت، بیش از 5000 سهام جدید ایجاد شد که منجر به سقوط حباب دات کام در سال 2001 شد.
- برای سرمایهگذاران معمولی، تایمینگ بازار خطرناک است. سرمایهگذاران ارزش به جای آن شناسایی میکنند و در شرکتهای بزرگ، با مالیات محتاطانه، سرمایهگذاری میکنند که ارزش حال حاضر آنها بر اساس داراییهای قابل لمس، به طور قابل توجهی پایینتر از قیمت سهام فعلی آنها است. هیچ تلاشی برای پیشبینی آینده نامطمئن وجود ندارد و حاشیه کافی برای جذب توسعههای نامطلوب وجود دارد.
- هرگز امنیتی را بسیار بالاتر از ارزش دارایی قابل لمس خود نخرید. اگرچه شرکتهای برجسته اغلب چندین برابر ارزش دارایی قابل لمس خود ارزشمند هستند، سرمایهگذار بیش از حد وابسته به نوسانات بازار سهام میشود. در مقابل، سرمایهگذاری که سهام را نزدیک به ارزش دارایی قابل لمس میخرد، میتواند نوسانات بازار را نادیده بگیرد، مطمئن از اینکه او با قیمت مناسبی در یک کسب و کار سالم سهم خریداری کرده است.
- قیمت و ارزش دو مفهوم متفاوت هستند. آقای بازار را به عنوان یک سرمایهگذار غیرعقلانی در یک کسب و کار که شما نیز در آن سرمایهگذاری کردهاید، در نظر بگیرید. او به طور مکرر نظر خود را عوض میکند و قیمتهای بسیار متفاوتی را برای سهم شما میگوید.رفتار او به سختی تصویر اصلی شما در مورد ارزش کسب و کار را تغییر خواهد داد. با این حال، شما با خوشحالی خریداری میکنید وقتی قیمت او بسیار پایینتر از ارزش کسب و کار است و میفروشید وقتی قیمت او بسیار بالاتر از ارزش کسب و کار است.
- شروع یک بازار خرسی خبر خوبی برای سرمایهگذاران هوشمند است. آنها میفهمند که سهام با افزایش قیمتهای آنها خطرناکتر میشوند و با سقوط قیمتهای آنها کم خطرتر میشوند. بازار خرسی زمانی بسیار ایمنتر برای خرید سهام نزدیک به ارزش دارایی و ساختن ثروت پایدار است.
- پورتفولیوی یک سرمایهگذار دفاعی باید 50٪ در اوراق بهادار درجه بالا و 50٪ در سهام عادی داشته باشد، بدون توجه به شرایط بازار. این کار باعث میشود آنها از خرید سهام اضافی در یک بازار گاوی و شتاب در اوراق بهادار در بازار خرسی جلوگیری کنند. پس از تنظیم پورتفولیو، سرمایهگذار دفاعی هر شش ماه یک بار برای تعادل آن در صورت تغییر بازار که این نسبت را بیش از 5٪ تغییر دهد، بررسی میکند.
- اعتماد سرمایهگذاران کارآمد به تجزیه و تحلیل حرفهای خود ممکن است سهم سهام آنها را وقتی بازارها به خطرناک بالا میرسند به 25٪ کاهش دهد و سهم سهام آنها را در پایین بازار خرسی به 75٪ افزایش دهد.با این حال، حداقل 25٪ در اوراق بهادار ضروری است زیرا به سرمایه گذاران امکان می دهد تا حتی در بدترین بازارهای خرسی به سهام ها حفظ کنند.
- فقط اوراق بهادار شهری معاف از مالیات را خریداری کنید مگر اینکه در کمترین براکت مالیاتی قرار داشته باشید. اوراق بهاداری را انتخاب کنید که در مدت پنج تا ده سال سررسید می شوند زیرا نسبتاً با نوسانات نرخ بهره ثابت می مانند. صندوق های اوراق بهادار برای سرمایه گذاران فردی انتخاب عالی ای هستند زیرا ارزان و آسان تنوع را برای کاهش خطر ارائه می دهند.
- هم گراهام و هم وارن بافت صندوق های شاخص را بهترین شرط بلند مدت برای سرمایه گذاران دفاعی توصیه می کنند. صندوق های شاخص بدون هیچ گونه انتخاب سهام، بخشی از کل بازار را در اختیار دارند. در حالی که آنها ممکن است بی جذابیت و نشان دهنده بازده ثابت نسبت به صندوق های پرخطرتر باشند، صندوق های شاخص خطر کمی دارند و در دوره های 20 ساله تاریخی، بیشتر صندوق های سرمایه گذاری مشترک را سرعت زده اند.
- اگر از انتخاب سهام لذت می برید، صندوق شاخص را پایه پورتفولیو خود قرار دهید و با حدود 10٪ از سرمایه ها آزمایش کنید. فقط سهامی را خریداری کنید که قیمت آنها کمتر از 22.5 برابر میانگین درآمد 12 ماهه باشد. قیمت سهم نباید بیشتر از 1.5 برابر ارزش دفتری باشد.اگر ضریب ارزش دفتری کم است، ضریب درآمد میتواند بیشتر باشد. اما محصول ضریب درآمد و ضریب ارزش دفتری نباید بیش از 22.5 باشد.
- تحت تأثیر تعصب محلی قرار نگیرید. آشنایی اغلب مانع از انجام تحقیقات لازم قبل از انتخاب یک سهم میشود. بسیاری از سرمایهگذاران متوسط اشتباه میکنند و سهام آشنا یا سهام شرکت خود را میخرند. در میانه، سرمایهگذاران 401(k) بین 25٪ تا 30٪ داراییهای بازنشستگی خود را در سهام شرکت خود نگه میدارند.
- گراهام بر استفاده از میانگین چند ساله بازده گذشته برای محاسبه نسبت قیمت به درآمد (P/E) تأکید دارد. یک شرکت را در نظر بگیرید که در طی شش سال 0.50 دلار برای هر سهم کسب کرده است اما در 12 ماه گذشته 3 دلار کسب کرده است. با 25 برابر نسبت P/E بر اساس سال گذشته، سهم با ارزش 75 دلار خواهد بود. در مقابل، با ارزش 25 برابر میانگین درآمد در طی هفت سال گذشته، سهم فقط با ارزش 21.43 دلار خواهد بود.
- جلوگیری از زیانها اولویت بر افزایش سود دارد. فرض کنید یک سرمایهگذار در اوج بازار گاوی یک سهم را میخرد که میتواند 5٪ بیش از بازده متوسط بازار تولید کند.بازار گاوی پایان می یابد و سهام در سال بعد 50٪ کاهش می یابد. حتی اگر سهام هر سال 10٪ افزایش یابد، بیش از 16 سال طول خواهد کشید تا بازده بازار را سرعت بزند.
- حاشیه ایمنی برای جلوگیری از زیان و بهبود پتانسیل رشد ضروری است. قیمت سهام باید به طور قابل توجهی کمتر از ارزش دارایی ملموس زیربنایی خود باشد. در سال 1973، وارن بافت در روزنامه واشنگتن پست سرمایه گذاری کرد وقتی که قیمت آن 83 میلیون دلار بود و دارایی های آن حداقل 400 میلیون دلار ارزش داشت. این سرمایه گذاری هم حاشیه ایمنی قابل توجهی داشت و هم پتانسیل رشد عظیمی.
- گراهام رویکرد خود را برای ساختن یک پورتفولیوی قابل اعتماد طراحی کرد که نیاز به حداقل نگهداری دارد و احتمال بیشتری از بازگشت ثابت را ارائه می دهد. با پایبندی به یک فرمول برای تصمیمات سرمایه گذاری، سرمایه گذار دفاعی خطر سرمایه گذاری در حرکات سهام را کنار می گذارد و بازده ثابت می گیرد. پس از انتخاب اولیه، اگر سرمایه گذار بیش از دو بار در سال معامله کند، این نشان دهنده این است که چیزی اشتباه شده است.
خلاصه
قیمت و ارزش دو مفهوم متفاوت هستند و قیمت های سهام اغلب ارزش واقعی یک شرکت را نشان نمی دهند.خطر بیشتر لزوماً با سود بیشتر همراه نیست. در عوض، حاشیه ایمنی قابل توجه و تفاوت بین قیمت سهام و ارزش دارایی اصلی می تواند در مقابل زیان محافظت کند در حالی که بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بردن بالا بر[/item] [/list] [text] از طرف دیگر، مشتریان بر اساس رشد قیمت آتی پیشبینی شده سهام میخرند. هر فرد غیرحرفهای که بر روی حاشیه عمل میکند یا سهام "داغ" میخرد در واقع در حال سرمایهگذاری یا قمار است. سرمایهگذاری احتمال ساختن ثروت را کاهش میدهد. تحت توهم که تصمیم سرمایهگذاری میگیرید، سرمایهگذاری نکنید. اگر میخواهید سرمایهگذاری کنید، یک بخش کوچک از سرمایه (کمتر از 10٪) را در یک صندوق جداگانه قرار دهید.
رویکردهای حدسی که کار نمیکنند
1. شرط بندی بر روی سهام رشد
بسیاری از سرمایهگذاران به جذابیت سهام رشد فریب میخورند. فقط به این دلیل که یک سهم رشد در گذشته بهتر از میانگین عمل کرده و پیشبینی میشود که در آینده نیز این کار را انجام دهد، به این معنی نیست که این کار را انجام دهد - این یک ریسک است.
- هیچ راه اطمینان بخش برای انتخاب و تمرکز بر شرکتهای بیشترین امیدواری در صنایع مطمئن وجود ندارد.
- سهام عمومی با سوابق خوب با یک حق بیمه متناسب به فروش میرسند. سرمایهگذار ممکن است در مورد آینده شرکت درست باشد و با این حال از آن بهرهمند نشود زیرا احتمالا برای سهم بیش از حد پرداخت کرده است.
- رشد بسیار سریع نمیتواند برای همیشه ادامه یابد زیرا افزایش اندازه رشد بعدی را سختتر میکند. از سال 1960 تا 1999، فقط 8 شرکت از بزرگترین 150 شرکت در لیست Fortune 500 توانستند درآمد خود را در طول دو دهه حداقل 15٪ افزایش دهند. از سال 1992 تا دسامبر 2002، صندوقهای سرمایهگذاری در شرکتهای رشد بزرگ، میانگین هر سال 3.7 درصد نقطه زیر عملکرد بازار سهام بود.
- سهام رشد به شدت نوسان میکنند، منجر به عنصر خطر بسیار حدسی میشوند. هر چه سهم پیشرفت کند، هیجان بیشتر میشود، خطرات بیشتر میشوند. سرمایهگذاران با تجربه سرمایهگذاریهای خود را در حال حاضر در سهام هواپیمایی داغ در دهه 1950 و سهام اینترنت در حال رشد در حباب Dotcom از دست دادهاند.
- جلوگیری از زیان اولویت دارد بر روی بهبود سود. برای جبران 95٪ از ارزش از دست رفته، سرمایهگذار باید 1900٪ سود شگفتانگیز کسب کند.
2. پیشنهادات عمومی اولیه
گراهام به سرمایهگذاران هشدار میدهد که از خرید پیشنهادات عمومی اولیه (IPOs)، به خصوص در بازارهای گاوی - به دو دلیل - خودداری کنند.اولا، اکران عمومی سهام (IPO) یک کمیسیون بیشتر داخلی را ارائه می دهد، که منجر به فروش سخت تر می شود. دوم، مسائل جدید تقریبا همیشه در اوج بازار گاو نر فروخته می شوند. اکران های عمومی اولیه در یک بازار صعودی منجر به سودآوری می شود که برای اکران های عمومی بعدی حالت هیجان زده ایجاد می کند. یک نشانه واضح از پایان یک بازار گاو نر زمانی است که اکران های عمومی شرکت های کوچک و بی نام و نشان ارزش سهام بیشتری نسبت به شرکت های متوسط با تاریخچه طولانی دارند. از آنجا که قیمت این سهام جدید معمولا به کمترین حد ممکن سقوط می کند، گراهام از سرمایه گذاران می خواهد که از این نوع سپکولاسیون هزینه بردار دوری کنند.
در بازار گاو نر دهه 1980، 4000 سهم به بازار آمد، که منجر به سقوط سال 1987 شد. اکران های عمومی بین سال های 1988 -1990 خشک شدند، که به بازار گاو نر دهه 90 کمک کرد که در آن تقریبا 5000 سهم جدید ثبت شد. پس از حباب داتکام، فقط 88 شرکت در سال 2001 اکران عمومی ارائه دادند. سرمایه گذاری که هر اکران عمومی را در قیمت بسته عمومی خود از سال 1980 تا 2001 خریداری کرد، بازار را بیش از 23٪ سالانه کمتر از عملکرد داشت.
سرمایه گذاران دفاعی و کارآفرین
به گفته گراهام، دو نوع سرمایه گذار وجود دارد: سرمایه گذاران دفاعی و سرمایه گذاران کارآفرین.
سرمایه گذاران دفاعی در اولویت اول خود از زیان دوری کردن، تولید بازده مناسب و کاهش زمان صرف شده بر روی بازار سهام را با ایجاد یک پورتفولیو که عملا به صورت خودکار کار می کند، قرار می دهند.
سرمایه گذار کارآمد تمایل دارد زمان و تلاش بیشتری را برای تحقیق در مورد اوراق بهادار صرف کند، با امید به کسب بازده متوسط بهتر از سرمایه گذار غیرفعال در بلند مدت. سرمایه گذار کارآمد گراهام نیست کسی که تمایل دارد خطرات بیشتری نسبت به سرمایه گذار دفاعی بپذیرد. بازی با خطر حوزه یک مقامر است. سرمایه گذار کارآمد باید دانش کافی از اوراق بهادار داشته باشد تا سرمایه گذاری های خود را معادل یک کسب و کار تمام وقت بررسی کند.
رویکرد کارآمد جسمانی و ذهنی خسته کننده است، در حالی که رویکرد غیرفعال از لحاظ عاطفی سخت است، از سرمایه گذار می خواهد که سال ها هیچ کاری نکند. بین سرمایه گذار دفاعی و کارآمد جایی برای میانه روی وجود ندارد. یک سرمایه گذار عادی می تواند با کمترین تلاش نتیجه قابل قبولی بدست آورد، اما حتی بهبود جزئی در این نتیجه نیازمند دانش و مهارت فوق العاده است.گذاشتن کمی بیشتر وقت و تلاش برای بهبود نتایج از طریق انتخاب سهام، مطمئناً منجر به بازده زیرمتوسط میشود. بنابراین، بیشتر سرمایهگذاران باید بپذیرند که آنها سرمایهگذاران دفاعی هستند و باید از استراتژیهای مناسب استفاده کنند.
اصول سرمایهگذاری ارزشی
رویکردهای پیشبینی و حفاظتی
سرمایهگذاران میتوانند از دو روش از نوسانات بازار بهره ببرند. پیشبینی شامل تخمین رشد آینده سود یک شرکت از طریق روشهای ریاضی است. سرمایهگذاران خردهفروش سعی میکنند بازار را با خرید بر اساس پیشبینیهای رشد و فروش بر اساس کاهشهای پیشبینی شده، زمانبندی کنند. پیشبینی خطرناک است زیرا آینده نامعلوم است و تورم، رکود اقتصادی، همهگیریها و برخوردهای ژئوپلیتیک اغلب بدون اخطار میآیند. گراهام میگوید که سعی کردن سرمایهگذار معمولی برای کسب پول با زمانبندی بازار، کار احمقانهای است.
گراهام برای رویکردی مبتنی بر حفاظت که سعی نمیکند بازار را زمانبندی کند، طرفداری میکند.سرمایه گذاران ارزش باید شرکت های بزرگ و مالیاتی محتاطانه را شناسایی و در آنها سرمایه گذاری کنند که ارزش فعلی آنها (به عنوان تخمین زده شده توسط دارایی های ملموس) به طور قابل توجهی پایین تر از قیمت های سهام فعلی آنها است. رویکرد مبتنی بر حفاظت یک حاشیه برای جذب توسعه نامطلوب در آینده ایجاد می کند. تمرکز بر اطمینان از ارزش ملموس در خرید سهام با قیمت های فعلی است
مثل یک شریک فکر کنید
یک سهامدار می تواند خود را به عنوان خریدار و فروشنده سهامی ببیند که قیمت های آنها لحظه به لحظه تغییر می کند یا به عنوان یک شریک اقلیت در یک کسب و کار خصوصی که ارزش آن بستگی به دارایی ها و سود شرکت دارد. در حالی که بسیاری از شرکت ها ارزش بسیار بیشتری نسبت به دارایی های خالص خود دارند، خریداران سهام آنها وابسته به نوسانات بازار سهام می شوند.
سرمایه گذاران باید خود را به اوراق بهاداری محدود کنند که در حال حاضر برای فروش نه چندان بالاتر از ارزش دارایی ملموس خود قرار دارند، به دلایل عملی و روانشناختی. وقتی یک سرمایه گذار برای یک سهم، خیلی بیشتر از ارزش دارایی خالص پرداخت می کند، آنها به یک مقامره باز می شوند که وابسته به سرکوب بازار سهام برای تولید سود است.با این حال، سرمایه گذاری که سهام نزدیک به ارزش دارایی خالص یک شرکت را می خرد، می تواند خود را صاحب بخشی از یک کسب و کار سالم و در حال گسترش که با قیمت مناسبی خریداری شده است، بداند. بر خلاف سرمایه گذار که بر اساس امید به رشد، سرمایه گذاری خطرناک انجام داده و برای درآمد و دارایی های م tangible بالایی پرداخت کرده است، آنها می توانند نگاهی بی طرفانه داشته باشند و نوسانات بازار سهام را نادیده بگیرند. این سیاست محافظه کارانه احتمالاً بهتر از سرمایه گذاری های خطرناک کار می کند.
آقای بازار را بشناسید
گراهام با استفاده از تمثیل آقای بازار، نگرش ایده آل سرمایه گذار به بازار سهام را توضیح می دهد. تصور کنید که 1000 دلار پرداخت کردید تا سهم کوچکی در یک کسب و کار خصوصی را بخرید. یکی از شرکا، آقای بازار، هر روز به شما می گوید که سهام شما چقدر ارزش دارد و پیشنهاد می کند تا سهم اضافی در کسب و کار را بخرد یا بفروشد. بر خلاف یک خریدار خصوصی، آقای بازار اغلب ارزش های بسیار بالا یا بسیار پایین را نقل قول می کند. با توجه به این وضعیت، هیچ سرمایه گذار عاقلی وجود ندارد که برای درک ارزش زیربنایی سهام خود به آقای بازار تکیه کند. با این حال، آنها بیش از حد خوشحال خواهند بود که زمانی که آقای بازار نرخ های ناچیزی را نقل قول می کند از او بخرند و زمانی که نرخ های نسبتاً بالایی را نقل قول می کند به او بفروشند.
به طور مشابه، یک سرمایه گذار دفاعی که سرمایه گذاری مبتنی بر ارزش را بر اساس اصول تجاری سالم انجام داده است، ارزش بازار سهام را به جز استفاده از نوسانات آن نادیده میگیرد. گراهام تا این حد میرود که میگوید بزرگترین دلیل شکست سرمایه گذاران این است که آنها به چه کاری بازار سهام در حال حاضر میکند، توجه زیادی دارند. سرمایه گذاران هوشمند باید راحت باشند که سهام خود را حتی اگر قیمتهای روزانه بازار سهام را برای سالها نبینند، نگه دارند. آزمایشها نشان دادهاند که سرمایه گذارانی که اخبار مکرر در مورد سهام خود دریافت میکنند، نصف بازده سرمایه گذارانی را که هیچ اطلاعاتی دریافت نمیکنند، به دست آوردهاند.
پورتفولیوی سهام سرمایه گذار دفاعی
تخصیص دارایی
گراهام برای سرمایه گذاران دفاعی پیشنهاد میکند که به طور مکانیکی 50-50 بین سهام و اوراق بهادار تقسیم کنند تا در برابر خرید بیش از حد سهام در یک بازار گاوی و شتاب در اوراق بهادار در یک بازار خرسی محافظت کنند. تنها اقدامی که باید انجام دهند این است که هر شش ماه یک بار اگر توسعههای بازار این نسبت 50-50 را بیش از 5٪ تغییر دهد، پورتفولیو خود را مجدداً متعادل کنند.
از طرف دیگر، سرمایهگذاران کارآمد میتوانند سهام خود را در زمان بازارهای پایین تا 75٪ افزایش دهند و آن را در زمانی که بازارها در اوج خود هستند تا 25٪ کاهش دهند. با این حال، حداقل 25٪ در اوراق بهادار برای دادن آرامش ذهن به سرمایهگذاران برای حفظ سهام در بدترین بازارهای خرسی ضروری است.
اوراق بهادار
مگر اینکه سرمایهگذاران در کمترین دسته مالیاتی باشند، باید فقط اوراق بهادار شهری بدون مالیات خریداری کنند. تنها مکان برای داشتن اوراق بهادار مالیاتی درون حساب 401(k) است. همانطور که نرخ بهره افزایش مییابد، اوراق بهادار کوتاه مدت کمتر از اوراق بهادار بلند مدت میافتند. اما وقتی نرخ بهره کاهش مییابد، یک اوراق بهادار بلند مدت از اوراق بهادار کوتاه مدت عملکرد بهتری خواهد داشت. بنابراین، برای جلوگیری از حدس زدن نرخ بهره، بهتر است اوراق بهاداری را خریداری کنید که در مدت پنج تا ده سال سر رسید میشوند زیرا آنها نسبتاً ثابت میمانند. صندوقهای اوراق بهادار ایده بهتری از اوراق بهادار فردی هستند زیرا راه آسانی برای تنوع و کاهش خطر ارائه میدهند.
صندوقهای سرمایه مشترک
یک سرمایهگذار دفاعی میتواند دو رویکرد را برای انتخاب سهام دنبال کند. اول، آنها میتوانند بر روی بخش متنوعی از بازار از طریق یک صندوق شاخص اتکا کنند.دوم، آنها میتوانند یک پورتفولیوی که با روش کمی آزمایش شده از سهامهای قابل اعتماد ایجاد کنند.
صندوقهای سرمایه گذاری متقابل راه فوقالعادهای برای یک سرمایه گذار دفاعی برای به دست آوردن سود سهامهای متنوع بدون تلاش برای نظارت فعال بر پورتفولیوی خود هستند. بهترین شرط بلند مدت یک سرمایه گذار دفاعی این است که در صندوقهای شاخصی سرمایه گذاری کند که تمام سهامهای بازار را دارا باشد بدون اینکه سعی کند "بهترین" سهامها را انتخاب کند. هزینههای معاملاتی کم و هزینههای عملیاتی پایین به این معناست که یک صندوق شاخص در بلند مدت از بیشتر صندوقهای سرمایه گذاری متقابل عملکرد بهتری خواهد داشت. هر دو گراهام و وارن بافت صندوقهای شاخص را بهترین گزینه برای سرمایه گذاران فردی برای داشتن سهام میدانند. از متوسط قیمت خرید با سرمایه گذاری مقدار مشابه هر ماه در یک پورتفولیوی از صندوقهای شاخص بهره ببرید. این عمل ساده اطمینان میدهد که شما وقتی بازارها پایین هستند بیشتر سهم میخرید تا زمانی که بالا است.
انتخاب سهام
اگر از چالش فکری انتخاب سهام لذت میبرید، میتوانید صندوق شاخص را به عنوان بنیاد پورتفولیوی خود قرار دهید و با یک قسمت کوچک از وجوه (~10%) بر روی سهام آزمایش کنید.در اینجا قوانین گراهام برای پورتفولیوی سهام سرمایه گذار دفاعی است:
- باید تنوع کافی با حداقل ده سهم و حداکثر 30 سهم وجود داشته باشد. از بیش از حد در معرض یک صنعت خودداری کنید.
- هر شرکت انتخاب شده باید معنی دار، برجسته و با مالیات محتاطانه باشد.
- هر شرکت باید ده سال پرداخت سود متواصل داشته باشد.
- سرمایه گذار نباید بیش از 25 برابر میانگین درآمد در هفت سال و نه بیش از 20 برابر میانگین درآمد سال گذشته پرداخت کند.
سرمایه گذاران نباید به دنبال بازدهی بهتر از میانگین با سرمایه گذاری در سهام رشد باشند. آنها به دلیل عنصر بالای حدسی در قیمت های آنها خطر زیادی را به همراه دارند. به جای آن، آنها باید خود را به شرکت های بزرگ مستقر با تاریخچه عملیات سودآور، شرایط مالی پایدار و نسبت سود/درآمد منطقی محدود کنند.
وال استریت نسبت قیمت/درآمد را بر اساس درآمد سال آینده محاسبه می کند.اما، گراهام بر این اصرار دارد که نسبت قیمت به درآمد بر اساس میانگین چند ساله بازده گذشته محاسبه شود، که احتمال اینکه سرمایه گذار شرکت را فقط به دلیل سال سودآور عجیب یا پیش بینیهای بالای درآمد ارزش گذاری کند، کاهش مییابد. بگذارید بگوییم یک شرکت در شش سال گذشته برای هر سهم 0.50 دلار سود کرده است اما در 12 ماه گذشته 3 دلار سود کرده است. با 25 برابر نسبت P/E (بر اساس سال گذشته)، سهم با ارزش 75 دلار ارزش گذاری میشود. در مقابل، با ارزش گذاری 25 برابر میانگین سود در هفت سال گذشته، سهم فقط با ارزش 21.43 دلار ارزش گذاری میشود.
تجزیه و تحلیل سهام برای سرمایه گذاران دفاعی
این معیارهای گراهام برای انتخاب سهام هستند:
- اندازه شرکت:
- مالی قوی
- پایداری درآمد:
- سابقه سود:
- رشد درآمد:
- نسبت قیمت به درآمد متعدل:
- نسبت متعدل قیمت به دارایی ها:
شرکتهایی را انتخاب کنید که حداقل دارای 2 میلیارد دلار دارایی سالانه هستند تا مطمئن شوید که آنها به اندازه کافی بزرگ هستند تا از نوسان بالای قیمت سهام جلوگیری کنند.
داراییهای جاری شرکت باید دو برابر بدهیهای جاری باشد تا بتواند در زمانهای سخت یک بالش ایمنی فراهم کند. بدهی بلند مدت نباید بیشتر از سرمایه کاری باشد. در سال 2003، حدود 120 شرکت از شرکتهای S&P 500 این نسبت را برآورده کردند.
باید درآمدی برای سهام عادی در ده سال گذشته وجود داشته باشد. 86٪ از شرکت های شاخص S&P در هر سال از سال 1993 تا 2002 درآمد مثبت داشتند.
آنها باید حداقل 20 سال پرداخت بدون وقفه انجام داده باشند. بیش از 255 شرکت از سال 1993 تا 2002 سود پرداخت کردند.
شرکت باید حداقل افزایش 33٪ در درآمد هر سهم در ده سال گذشته را نشان دهد. بیش از 260 شرکت تا سال 2002 این استاندارد را برآورده کردند.
قیمت فعلی سهم نباید بیش از 15 برابر میانگین درآمد سه سال گذشته باشد. این چند برابر، با توجه به سطوح سال 2002، 22.5 برابر میانگین درآمد سه سال گذشته است.
قیمت سهم نباید بیش از 1.5 برابر آخرین ارزش دفتری باشد. اگر چند برابر درآمد کمتر از 15 باشد، می تواند یک چند برابر بالاتر از دارایی ها را توجیه کند.
قاعده انگشتی گراهام این است که جمع ضریب درآمد و ضریب ارزش دفتری شرکت نباید بیش از 22.5 باشد. کل پورتفولیوی سهام باید حداقل نسبت درآمد / قیمتی را داشته باشد که حداقل به اندازه نرخ بند انگشتی فعلی است. اگر این درجه تجزیه و تحلیل برای شما سخت است، از انتخاب سهام خودداری کنید و کاملاً در صندوق های شاخص سرمایه گذاری کنید.
گراهام این رویکرد را طراحی کرد تا یک پورتفولیوی اصلی ایجاد کند که نیاز به حداقل نگهداری دارد و احتمال بیشتری برای بازگشت ثابت دارد. پس از ایجاد پورتفولیوی اولیه، اگر سرمایه گذار بیش از دو بار در سال معامله می کند، این نشان دهنده این است که چیزی اشتباه شده است. سرمایه گذار دفاعی با نشستن ساکت مسابقه را می برد. با رعایت یک فرمول خودکار برای تصمیمات سرمایه گذاری، سرمایه گذار دفاعی خطر سرمایه گذاری در حرکات سهام و نگرانی از نوسانات بازار را کنار می گذارد.
حاشیه ایمنی
یک سرمایه گذار باید در هر سرمایه گذاری بر یک حاشیه ایمنی اصرار داشته باشد تا تغییرات منفی را جذب کند. این حاشیه ایمنی تفاوت بین درصد درآمد در قیمت پرداخت شده و نرخ بهره بر بندها است.قیمتی که شما سهام را می خرید، معیار مهمی برای خرید خوب یا بد است. شما باید حتی بهترین شرکت را اگر قیمت بیش از حد بالا برود صرف نظر کنید و حتی بدترین شرکت را در نظر بگیرید اگر سهام آن به اندازه کافی پایین برود تا حاشیه ایمنی قابل توجهی ایجاد کند.
فرض کنید سرمایه گذاری سهامی را می خرد که می تواند 10٪ در سال رشد کند در زمانی که بازار 5٪ سالانه رشد می کند - اما در اوج بازار گاوان، سهام در سال بعد 50٪ کاهش می یابد. حتی اگر سهام همچنان 5٪ بیشتر از ارزش بازار عملکرد کند، بیش از 16 سال طول خواهد کشید تا سرمایه گذار بازار را سبقت بدهد. همه اینها به این دلیل است که آنها با قیمت اشتباه خرید کردند. با اینکه از پرداخت بیش از حد خودداری کنید، شانس هدر رفتن ثروت را به حداقل می رسانید.
با سرمایه گذاری ارزش، شما می توانید نتایج سرمایه گذاری قابل قبولی را در بلند مدت با خطر کمتر و بدون از دست دادن خواب بر اثر نوسانات دوره ای بازار بدست آورید. تمامی اینها نیازمند این است که از خریدن بسیار بالاتر از ارزش دارایی قابل ملموس، مقاومت در برابر تمایل به سرمایه گذاری در سهام رشد جذاب و جایگزین کردن ذهنیت یک مشتری با رویکرد سرمایه گذاری یک شریک است.